نمونههای ریاضات شرعیه
5اول به پیغمبر بخشید یعنی همان روز اول پس از عقد آمد و گفت من غیر از این اموال چیزی ندارم تمام اینها در اختیار شما و برای تبلیغ، شما اینها را به هر كیفیت و هر جور كه میدانی به مصرف برسان، این اول كاری بود كه كرد و بعد حضرت خدیجه به واسطهی آن شخصیتی كه داشت و به واسطهی آن شأنی كه داشت بسیاری از موانع را از جلوی پای پیغمبر بر میداشت و حتی از نظر فیزیكی هم، وقتی كه مشركین در صدد ایذاء و اضرار به رسول خدا بر میآمدند، حضرت خدیجه خود را سپر بلا قرار میداد، سنگ میخورد حضرت خدیجه كه به پیغمبر نخورد، اینچنین زنی بود، تا وقتی كه پیغمبر زنده بودند و در حیات بودند از او یاد میكردند و گوسفند میكشتند و برایشان قربانی میكردند به طوری كه زنان پیغمبر معلوم است مقصود كیست! همین امّ المؤمنین هایی كه فعلا تعریف و تمجید شان را میشنویم، حضرت ام المؤمنین عایشه! میآمد و حسادت میكرد و میگفت شصت سال از سنت گذشته و هنوز دست از این زن بر نمیداری؟ حضرت میفرمودند من دست از این بردارم! تو كجا و او كجا؟ تو در وقت جشن و اوضاع زندگانی ما تازه آمدی، خبر نداری او در چه وضعیتی بود؟ در آن موقعیتی كه تمام قریش بر علیه من بودند و تمام افراد، حركات و تحركاتشان و هجماتشان را متوجه من كرده بودند، تمام اموالش را به من بخشید و خودش را سپر بلای من قرار میداد، و چه و چه ... سه سال در شعب ابی طالب با من این زن زندگی كرد، الان كجا پیدا میشود؟ با من زندگی كرد، آنوقت میخواهی من او را رها كنم و در فكر او نباشم؟
واقعا به گردن ما حضرت خدیجه حق دارد هر وقت كه رفقا به مكهی معظمه مشرف شدند حتما در قبرستان شعب ابیطالب حضور پیدا كنند و برای شادی روح بزرگ این بانویی كه اسلام مدیون زحمات و فداكاری های اوست و حكم مادر را دارد نسبت به جامعه اسلامیتا روز قیامت، فاتحه بخوانند، نه اینكه روحش را شاد كنندنه! استمداد بطلبند از چنین روحی، او روحش شاد است و نیاز به فاتحهی ما ندارد، ما با قرائت فاتحه نه بزرگداشت!

