نتیجه
نمونههای ریاضات شرعیه
30امیدواریم كه خداوند .... من هم خسته شدم و امروز هم دیگر توفیقی بود كه نصیب ما شد چون من امروز صبح كه از خواب بلند شدم به آقای دكتر گفتم در گلویم احساس میكردم كه اصلا نتوانم صحبت كنم یك بیماری داشتم از سابق كه امروز عود كرد گفتیم علی اللَه میرویم ببینیم چه میشود آب جوشی خوردیم و قرقره ای كردیم و بهتر شد، الحمد اللَه، از نفس رفقا آمدیم و چند كلمه ای هم صحبت كردیم و شارژ شدیم، وقتی من خودم میآیم در این مجالس به قول معروف میگویند سلام روستایی بی طمع نیست ما كه میآییم اینجا خودمان هم یك چیزیمان میشود، در واقع برای خودمان میآییم كه با رفقا باشیم و بگوییم و بخندیم و

