نمونههای ریاضات شرعیه
3كند از ما نیست، یعنی از گروه و دستهی ما نیست و از مكتب ما نیست، بعضیها، همین طوری كه نمیتوانیم به مردم بگوییم كه تنبلی كردیم و شب بلند نشدیم میگویند عجب آقایی است خودش میگوید نماز شب بخوانید و خودش نمیخواند، میآییم چه كار میكنیم؟ آقا ما مطالعات داریم و درس داریم و مراجعات داریم و مسائل مهمتری در پیش داریم و رسیدگی به اوضاع مردم و ...، همهی اینها بازی دادن مردم و گول زدن خود و خداست ولی خدا گول نمیخورد مردم بازی میخورند ولی خدا نمیخورد صاف بگو تنبلم و بلند نشدم و نمیخواهم بلند بشوم،
بنده از یك نفر شنیدم كه او خودش تعریف میكرد و میگفت در جایی بودیم اسم هم نمیبرم، یكی از افراد و الان هم فوت كرده یكی از متشخصین، اهل علم بوده، روحانی بوده و او گفت كه اگر من صبحها ایشان را برای نماز بیدار نكنم نماز ایشان قضا میشود، حالا این آقا بلند میشود نماز شب بخواند؟
این چیست؟ این ریاضت شرعی است، این یك ریاضت است، این ریاضتی كه میگویند انسان باید بگیرد و این حرفها. معنای ریاضت این نیست كه زن و بچه اش را ول كند و در غار زندگی كند، آنها ریاضت نیست و آنها دیوانگی و جنون است، مگر در بعضی از موارد خاصّ، طبق دستور كه مدّتی انسان در اوقات در ماه در سال باید تنها باشد و مقتضای حركت و سیر روحی او در این وضعیت این است كه به همین كیفیت باشد،
فرض كنید كه رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم ایشان هم همین كار را میكردند، اتفاق میافتاد كه بعد از چند گاهی هر سه ماهی و در سال چند مرتبهای حضرت میرفتند و در غار حراء تنها بودند، حتی قبل از اینكه امیرالمؤمنین به دنیا بیاید، در بعضی از اوقات امیرالمؤمنین را كه طفل صغیر بود با خود میبردند و حضرت میفرمودند: كنت اراه و لا یراه غیری1 فقط من او را میدیدم و غیر از من كسی او را نمیدید و صدای ملائكه را كه با او تكلّم میكردند میشنیدم، حضرت میفرماید (امیرالمؤمنین) در سنین طفولیت، میفرمودند من صدای ملائكه را كه با او تكلّم میكردند میشنیدم و یأس و ناامیدی شیطان را احساس میكردم كه چگونه از آمدن و رسالت و بعثت چنین فردی، بر شیطان یأس و ناامیدی نسبت به اغوای بندگان خدا عارض شده است،
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ١٥٦: و لقد كان يجاور فى كل سنة بِحراءِ فأراهُ و لا يراه غيرى.

