اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نمونه‌های ریاضات شرعیه

14557
عنوان بصری
ریاضت نفس

نمونه‌های ریاضات شرعیه

21
  •  را به قعر چاه می‌برند! پدرمان را خدا روز قیامت درمی‌آورد! پدرمان را خدا همین دنیا در می‌آورد و آبرویمان را در همین دنیا می‌برد آنهایی كه با اولیای خدا در بیفتند خدا در همین دنیا پدرشان را در می‌آورد و یك آبروریزی از آنها بكند كه ببین، یك مقداری هم كرده، اینها می‌شود نفس، ریاضت یعنی این،

  •  بعد آمدند همان افرادی كه این حرفها را می‌زدند یك روزی مرحوم آقا طهران بودند یك مجله ای به ما نشان دادند و گفتند آقا این مجله را ببین، حالا دیدی راست می‌گوییم، برداشته یك آقایی این كتاب را رد كرده در آن مجله اش و چند خطی نوشته بود و با مسخره و استهزاء! گفتم اولا ایشان شخصیت خود را نشان می‌دهد و شما كه نباید برای چنین تألیفی دل بسوزانید و به چنین مزخرفاتی شما نباید توجه كنید، حالا انگار سند آورده و داده به دست ما، سند ثبتی! كه آقا این هم مجله! گفت نه! برو این را نشان آقا بده! ایشان در اتاق دیگری بودند و اینها در اتاق بیرونی نشسته بودند، من این مجله را بردم و به مرحوم آقا نشان دادم تا ایشان نگاه كردند قه قه! یك قهقهه و خنده‌ای كردند كه تا دو تا اتاق دیگر صدایشان رفت، گفت آقا این كه چیزی نیست ما توقع خیلی بیش از این را داریم، گفتم قهقه را شنیدی؟ این هم جوابتان! حالا برو فردا چیز دیگری بیاور، گفتند ما توقع خیلی بالاتر از اینها داشتیم، این كه چیزی نیست، پس چی؟ توقع دارید بنده این كتاب را بنویسم و نویسنده‌ی آن مقاله بیاید جلوی من گوسفند بكشد و طاق نصرت پهن كند؟ نه! این نیست.

  •  پیغمبر مگر چه كار كرد؟ وقتی كه تبلیغ كرد طاق نصرت برای پیغمبر پهن كردند یا سیرابی روی سر پیغمبر خالی كردند؟ سطل آشغال روی سر پیغمبر خالی كردند؟ گوسفند جلوی پیغمبر كشتند و خود را فدای پیغمبر كردند؟ نه! این كه چیزی نیست یك مقاله‌ای نوشته است، خیلی ممنون، عقده‌تان را خالی كردید تمام شد. دیگر سطل خاكروبه كه خالی نكردند! سیرابی كه خالی نكردند، دیگر با سنگ، پا را كه مجروح نكردند، پیشانی را كه با سنگ نشكستند، اینها را برای پیغمبر كردند! بچه‌ها را تحریك می‌كردند خودشان از حمزه و ابوطالب خجالت می‌كشیدند و به بچه‌ها می‌گفتند سنگ بزنید، اینطوری اذیت می‌كردند.