اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نمونه‌های ریاضات شرعیه

14557
عنوان بصری
ریاضت نفس

نمونه‌های ریاضات شرعیه

17
  •  كتاب این ایرادها و اشكالات است و یك نفر به من می‌گفت كه از همین افرادی كه ناشر بودند مرتب به ما تلفن می‌كرد و اصرار می‌كرد كه برو و نظر پدرت را برگردان و این كتاب پخش نشود گفتم باباجان! این مطالبی كه شما می‌گویی یك بچه پانزده ساله هم می‌فهمد، این نیاز به نظر برگرداندن نیست، آن هم چنین شخصی، آخر این زشت است كه برویم پیش ایشان یگوییم این كتاب شما این عیوب و نقایص را دارد و شما از نظرتان برگردید، غلط است، از این قضیه گذشت و آن كتاب هم چاپ شد ولی پخش نشد، یك روز ما با ایشان می‌رفتیم جایی ایشان فی البداهه صحبت این كتاب را كردند و گفتند فلانی نظرت راجع به این كتاب و مطالبی كه در این كتاب هست چیست؟ من گفتم كه آقا جان شما كه می‌دانید بالاخره مطالبی كه در این كتاب هست خواهی نخواهی یك موجی را ایجاد خواهد كرد و در این شكی نیست و بالاخره بر مذاق بسیاری این مطالب خوش نمی‌آید و شكی در این مسأله نیست، ولكن حرف من این است كه شما مگر باید دنبال خوش آمدن و نیامدن افراد باشید؟ ایشان گفتند مطلب همین است من باید آنچه را كه وظیفه‌ام اقتضا می‌كند و تشخیص می‌دهم برای مردم بنویسم، پس این مردم حق را از كجا بفهمند؟ از كجا مردم تشخیص بدهند كه الان این كار صحیح است یا این كار غلط است؟

  •  مطالب كه جور دیگر گفته می‌شود، اگر شخصی مثل علامه طهرانی نیاید و آنچه را كه حاق ولایت و اسلام و تشیع و مبانی مكتب است نگوید من و شما از كجا بفهمیم؟ روی در و دیوار نوشته است؟ یا از آسمان ملك بر ما نازل می‌شود؟! از كجا ما بفهمیم؟ این فهمی‌كه شما الان نسبت به مسائل پیدا كردید شمایی كه در اینجا حضور دارید این فهم را مگر از شكم مادر آوردید؟! ها! سوال می‌كنم از شما؟ چه خواندید كه احساس می‌كنید دارای یك فهم متمایز شده اید؟ چه مطالعاتی داشتید چه مطالبی شنیدید و چه مسائلی به گوش شما خورده و از كجا خورده است و از كجا آمده؟ تا یكی مثل علامه طهرانی نیاید و آن مطالب را با نثر روان وفارسی در اختیار من و شما قرار ندهد الان كه الان است بعد از پنجاه و دوسال من تا كتاب ایشان را مطالعه نكنم، البته بعضی روزها می‌شود چرا دروغ بگویم، تا مطالعه نكنم نمی‌خوابم كتاب ایشان كنار رخت خواب من است حتی شده یك پاراگراف می‌خوانم یك صفحه یا دو صفحه می‌خوانم می‌روم فكر می‌كنم در آن، صاف نمی‌خوانم بگذارم كنار گاهی اوقات ممكن است نیم ساعت فكر كردم و یك دفعه خوابم برده است، این عادت من است من الان بعد از پنجاه و دو سال خود را محتاج می‌بینم برای مطالبی كه ایشان در این كتاب نوشته اند واللَه العظیم شهادت می‌دهم و قسم می‌خورم و شوخی و تعارف هم با كسی ندارم و جانماز هم برای كسی آب نمی‌كشم اخلاق ما این نبوده اهل جانماز آب كشیدن و تواضع نبودیم این مطالب را ایشان برای كه گفتند؟ خودشان به من گفتند، یك قضیه‌ای از معاد شناسی از من سوال كردند گفتم من نمی‌دانم كجاست؟ گفتند آقای آقاسید محسن پس ما این كتاب‌ها را برای كه می‌نویسیم؟ گفتم چشم از امروز می‌روم و می‌خوانم، گفتم آقا جان این كتاب معاد شناسی را مطالعه كردم ولی فقط قصه هایش را از اول تا آخر خواندم از قصه‌