اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان

16٬320

امید و توکّل من فقط بر توست. با نهایت درجۀ کوششم نمی‌توانم تو را راضی کنم. تنها جود توست که ما را امید وار کرده!. فیض تو بی‌نهایت است و این قابلیّت ماست که محدود است. وزیدن نفحات خاصّ پروردگار به انسان در مدّت زندگی. رمز و گوشه‌ای از داستان عشق مجنون. ملاقات سیّدی که قصد حج داشت با یکی از اولیاء. تمام دارایی‌ات را در دجله بیانداز!. امید و خوفم منحصر در توست. اثر بسیار شدید بعضی از گناهان، مثل: رنجاندن دل کسی. معنی وحدت بالصّرافۀ ذات حق. وحدت وجود، تنها راهِ پاسخ‌گوئی شبهۀ ابن‌کمّونه. پاسخ ندادن برخی فقها از شبهۀ ابن‌کَمّونه به‌خاطر فرار از وحدت وجود.

فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان

توضیحات:

امید و توکّل من فقط بر توست. با نهایت درجۀ کوششم نمی‌توانم تو را راضی کنم. تنها جود توست که ما را امید وار کرده!. فیض تو بی‌نهایت است و این قابلیّت ماست که محدود است. وزیدن نفحات خاصّ پروردگار به انسان در مدّت زندگی. رمز و گوشه‌ای از داستان عشق مجنون. ملاقات سیّدی که قصد حج داشت با یکی از اولیاء. تمام دارایی‌ات را در دجله بیانداز!. امید و خوفم منحصر در توست. اثر بسیار شدید بعضی از گناهان، مثل: رنجاندن دل کسی. معنی وحدت بالصّرافۀ ذات حق. وحدت وجود، تنها راهِ پاسخ‌گوئی شبهۀ ابن‌کمّونه. پاسخ ندادن برخی فقها از شبهۀ ابن‌کَمّونه به‌خاطر فرار از وحدت وجود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فیض و لطف بی نهایت خداوند و کوتاهی بندگان

9
  •  می‌گویند حضرت سیّدالشّهدا علیه السّلام در هنگامی که روی زمین افتاده بود، می‌فرمود: 

  • تَرَکتُ الخَلقَ طُرًّا فی هَواکا***و أیتَمتُ العِیالَ لِکَی أراکا
  •  «من همۀ مردم را در هوای تو و در عشق تو ترک کردم! [و اهل و عیال خود را تنها و یتیم نمودم تا اینکه تو را بنگرم!]»

  • و لو قَطَّعتَنی فی الحُبّ إربًا***لَما حَنَّ الفُؤادُ إلیٰ سِواکا1
  •  «اگر مرا زیر ساطور قطعه قطعه کنی، دل من غیر از سوی تو جای دیگری نمی‌رود.»

  • سیّدی إلَیکَ رَغبَتی؛ «رغبت من به سوی توست.»

  •  این را مطمئن باش که رغبت و توجّه و میل من به سوی غیر تو نیست، و رغبتی که به سوی تو دارم با رغبت به غیر تو منضمّ نیست که به سوی هر دو رغبت داشته باشم.

  • و إلَیکَ رَهبَتی؛ «رهبت و ترس من هم از توست.»

  •  من از تو می‌ترسم! از چه می‌ترسم؟ از خنجر و شمشیرت که مرا بکشی؟ نه! زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت!2 اینکه سعادت است؛ از جهنّم می‌ترسم؟ نه! از هرچه...، نه نه نه!

  •  می‌ترسم از اینکه مرا دور کنی، پیش من نیایی. من از هیچ‌کس ترس ندارم؛ از تو ترس دارم. زیرا که می‌دانم این کار از دست تو برآمده است، و اگر مرا محروم کنی دیگر مسئله تمام است.

  • و إلَیکَ تَأمیلی؛ «آرزوی من در تو منحصر شده است.»

  • و قَد ساقَنی إلَیکَ أمَلی؛ «آرزویی که دارم مرا به سوی تو کشیده است.»

  •  من که در به در بیابان‌ها شدم، آرزویی که در تو دارم، مرا به سوی تو کشاند. بابا طاهر می‌فرماید: 

  • غم جانان بیابان‌پرورم کرد***هوای عشق، بی‌بال و پرم کرد3
  •  حافظ هم می‌گوید که:

  • صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را***که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را4
  •  این همان فرمایش حضرت سجّاد است که به این لسان در آورده‌اند!

  • و قَد ساقَنی إلَیکَ أمَلی؛ «این آرزوی من، مرا به سوی تو کشانده است.»

  •  آرزوی من مرا بی‌خواب و خوراک کرده، از اجتماع دور کرده، از مصلحت اندیشی‌ها دور کرده، از گعده‌های شبانۀ ماه رمضان انداخته، از زولبیا و بامیه محروم کرده الحمدلله! و امثال اینها. مردم همه دنبال آرزوها و افکار و خیالات و...؛ امّا ما دیگر آدم‌هایی شده‌ایم سر و پا برهنه و دیوانه. این آرزویی که از تو در ما پیدا شد، ما را به این مرحله کشید.

    1. این ابیات، لسان حال سیّدالشّهدا علیه السّلام است، و گویندۀ آن ابراهیم أدهم است. رجوع شود به الله شناسی، ج ‌١، ص ١٢٤.
    2. دیوان حافظ، غزل ١٧٧:زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت ** کآنکه شد کشتۀ او، نیک‌سرانجام افتاد
    3. دو بیتی‌های بابا طاهر، شماره٣٣:
      غم عشقت بیابان‌پرورم کرد***فراغت مرغ بی‌بال و پرم کرد
      به مو واجی صبوری کن صبوری***صبوری طرفه‌خاکی بر سرم کرد
    4. دیوان حافظ، غزل ٩.
/ 380