
ریاضت نفس و برگشت سالک به حالت تجرد و انبساط
ریاضت نفس و ضرورت نیاز به آن در مسیر سیرو سلوک . 1 مسأله ریاضت نفس برای رسیدن به تجرد و فعلیت یافتن اسماء و صفات الهی در نفس انسان است. 2 ریاضت نفس سبب می شود که انسان همان حالت تجرد و انبساط را که در هنگام تولد دارا است در نفس خود محقق کند. 3 بیان تفاوت کودک و بزرگسال از جهت تجردات و تعلقات نفسانی. 4 وجوب رفع حدود و مرزها در دول اسلامی 5 مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: مرز بر اساس اعتقاد است نه ملیت و فرهنگ. 6 در اسلام خارجی و داخلی نداریم هر کس مسلمان باشد داخلی است و هرکس غیر مسلمان باشد خارجی است 7 اساس طرح تشکیل حکومت اسلام در سال 42 هجری شمسی را علامه طهرانی مطرح کرده اند 8 دعوت در حکومت اسلام دعوت به سمت توحید است نه به سمت گروه و قشر خاصی 9 اساس افکار افراد در دنیا رسیدن به امیال و خواستهای نفسانی است 10 فرق بین دعوت به توحید و کثرت مداری 11 حکومت امیرالمومنین علیه السلام حکومت قیام احکام اسلامی است 12 شرح و توضیح سخن پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم پیرامون صبیان
ریاضت نفس و برگشت سالک به حالت تجرد و انبساط
توضیحات:
ریاضت نفس و ضرورت نیاز به آن در مسیر سیرو سلوک . 1 مسأله ریاضت نفس برای رسیدن به تجرد و فعلیت یافتن اسماء و صفات الهی در نفس انسان است. 2 ریاضت نفس سبب می شود که انسان همان حالت تجرد و انبساط را که در هنگام تولد دارا است در نفس خود محقق کند. 3 بیان تفاوت کودک و بزرگسال از جهت تجردات و تعلقات نفسانی. 4 وجوب رفع حدود و مرزها در دول اسلامی 5 مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: مرز بر اساس اعتقاد است نه ملیت و فرهنگ. 6 در اسلام خارجی و داخلی نداریم هر کس مسلمان باشد داخلی است و هرکس غیر مسلمان باشد خارجی است 7 اساس طرح تشکیل حکومت اسلام در سال 42 هجری شمسی را علامه طهرانی مطرح کرده اند 8 دعوت در حکومت اسلام دعوت به سمت توحید است نه به سمت گروه و قشر خاصی 9 اساس افکار افراد در دنیا رسیدن به امیال و خواستهای نفسانی است 10 فرق بین دعوت به توحید و کثرت مداری 11 حکومت امیرالمومنین علیه السلام حکومت قیام احکام اسلامی است 12 شرح و توضیح سخن پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم پیرامون صبیان
ریاضت نفس و برگشت سالک به حالت تجرد و انبساط
9همان كاری كه معاویه كرد، معاویه چه كار كرد؟ همین كار راكرد، معاویه آمد و گفت كه من باید به حكومت برسم اگر برسم كاری به كارتان ندارم، نرسم می كشمتان! همین كار را هم كرد! آمد خدعه كرد، آمد در عراق لشكر كشی كرد، فرماندهان امام حسن را همه را خرید با زر و زور و همین طور وعده دادن به ازدواج و دامادی خودش، فرماندهان همه رفتند، لشكر بدون فرمانده شد افراد متشتت شدند امام حسن چاره ای جز تسلیم ندید، بعد آمد صلح نامه را گذاشت زیر پایش و گفت همهی این حرفهایی كه ما با حسن بن علی زدیم همه این حرفها بیخود و كشك است، ما می خواستیم بر شما حكومت كنیم رسیدیم، نماز خواندید كه خواندید با شما كاری ندارم، روزه گرفتید گرفتید با شما كاری ندارم هرچه خودتان میدانید بروید ...، این شد حكومت سیاسیون و اهل سیاست.
حكومت امیرالمؤمنین حكومتی است كه اگر حضرت بیاید و ببیند كه مسجد كوفه نماز گزار ندارد بلند می شود و می رود در خانه اش را می بندد و می گوید بروید دنبال كارتان، من حكومت می كنم بر شما برای اینكه این مسجد در آن نماز گزار بیاید، برای اینكه این روزه در حكومت اسلامی قائم بشود و به آن عمل شود، برای اینكه حج در حكومت اسلامی به پا داشته شود و افراد بیایند حج، من برای قیام و اقدامِ بر مظاهر اسلام، تقبل حكومت می كنم و به جمعیتی كه می خواهد بیاید و برود من كاری ندارم، من به این مسائل كاری ندارم من به این حرفها كاری ندارم.
پس در حكومت اسلام دعوت، دعوت به خداست نه دعوت به خود، و بین دعوت به خود و دعوت به خدا معیارها میبینیم تفاوت می كند مسائل تفاوت می كند، ظهور ها و بروزها تفاوت می كند نقش ها و حیله ها و ترفند ها می بینیم تفاوت می كند، در آنجا یك نقشی وجود دارد در اینجا نقش دیگری وجود دارد، در آنجا صداقت است و اظهار صفا و موقعیت و خلوص و ابراز توان است، من اینم، خصوصیتم این است میزان معلوماتم این است، توانایی های من این است، این كارهای زشت من، این هم كارهای خوب من، هر كه می خواهد بسم اللَه بیاید به ما رأی بدهد، در آن طرف دروغ است و تهمت است و خوبی ها را بسیار نشان دادن و خوبی های كاذب ارائه دادن، ارزش های كاذب مطرح كردن! برای چی؟ برای رسیدن به یك موقعیت، ببینید تفاوت می كند. الان در كشورها چه گونه است؟ در كشورها چه كار می كنند؟ سیاسیون چه كار می كنند؟ حكومت ها چه كار می كنند؟ می آیند بدی های خودشان را به مردم بگویند؟ می آیند نقاط ضعف خودشان را به مردم بگویند؟ می آیند خلاف كاری ها و پنهان كاری های خودشان را به مردم بگویند یا نه؟ می آیند اگر هم كاری كردند صدتا رویش می گذارند و یك چیز دروغ را تحویل مردم می دهند و بعد هم كه انتخابات انجام شد میروند پی كارشان، انگار نه خبری بوده و نه وعده ای، این فرق بین دعوت به خدا و بین دعوت به خود است، بین دعوت به توحید و بین دعوت به كثرت گرایی است به دنیا مداری است به شهوت مداری و ریاست مداری است، آن دعوت به خدا مداری و خدا محوری است، این تفاوت بین اینهاست.
