ریاضت نفس و برگشت سالک به حالت تجرد و انبساط
17حضرت سوال می كردیم و وقتی حضرت از منبر پایین می آمد حضرت را یك كناری می كشاندیم: حضرت بیایید ما با شما كار داریم و چند كلمه با شما صحبت داریم، این مطالبی كه یك ساعت گفتید و فرمودید، این تشجیع ها و ترغیب ها و تحریص هایی كه مردم را برای آمادگی و حركت به سوی شام فرمودید آیا شما نسبت به انجام این جنگ هم نظر مساعدی دارید ونظر مثبتی دارید؟ حضرت می فرمایند ما می رویم و بعد از هجده ماه شكست می خوریم و بر می گردیم، این راحضرت به ما میگویند البته این را به هر كسی نمی گویند، آن كسی كه اهل سرّ باشد ولی این را به كسی نگو، یا امیرالمؤمنین شما كه می دانید ما بعد از هجده ماه و اینهمه شهید دادن بر می گردیم این تحریكتان چیست؟ تحریك وظیفه شرعی است وظیفه من این است كه با فساد مبارزه كنم، وظیفهی من این است كه خلیفهی ظالم را از منبر و از تخت حكومت، از منبر تبلیغ و عرش سلطنت به زیر بكشانم، این وظیفهی من است، وظیفهی من اقامهی معروف است وظیفهی من نهی از منكر است، این وظیفه را من انجام می دهم و می دانم كه این به نتیجه نخواهد رسید، عمرو عاصی پیدا خواهد شد و خدعه ای طرح خواهد كرد و عدهای منافق در همین لشكر من، گول این خدعه را خواهد خورد و همین ها باعث شكست من و برگشت من از صفین بدون اخذ نتیجه خواهند شد همهی اینها در پرونده هست، تو هم صدایت را در نیاور تو هم مثل من بیا به وظیفه عمل كن، شمشیر به دست بگیر سپر به این دست بگیر، بر اسب سوار بشو و بیا در آنجا، اگر كشته شدی شهید هستی و اگر كشته نشدی به تكلیفت عمل كردی و برگشتی و رضای خدا را تحصیل كردی، این هدف امیرالمؤمنین و حكومت امیرالمؤمنین است، حالا ببین ما كجا و او كجا؟ «یبنون و یخربون» درست می كنند بعد هم خراب می كنند، هر كسی باید همینطور باشد هر كسی باید در هر عملی كه انجام می دهد در همان موقع باید از خودش سلب اختیار كند البته این مطلب یك قدری احتیاج به توضیح داشت كه من زودتر عرض كردم و قصد داشتم در انتهای صحبت بگویم ان شاء اللَه در جلسه ی دیگر با توضیح بیشتری این مطلب را عرض می كنم این هم دوم.

