محوریت ارتباط انسان با پروردگار براساس رعایت حیثیات جمالیه و جلالیه
8یك روز یادم است در مشهد بودیم، روز وفاتی یا عیدی بود، یكی از همین دوستان سابق مرحوم آقا خدا رحمتش كند بسیار مرد خوبی بود و برای خدا هم كار میكرد و كارش اخلاص داشت مرحوم آقای حاج میرزا حسن نوری، ایشان هم حجره ای مرحوم آقا بود وقتی كه در مدرسه حجتیك تحصیل میكرد ایشان هم درسی بود، بسیار مرد خوبی بود، اینطرف و آن طرف میرفت و بالاخره هم در مسیر تبلیغ كه داشت از قم میرفت در راه تصادف میكند و به رحمت خدا میرود خدا رحمتشان كند گاهی مرحوم آقا هم ایشان را دعوت میكرد یك وقتی كه ایشان به مشهد رفته بودند گاهی هم ایشان میآمد، و اتفاقا آن روزی كه میآمد ما خدا را شكر میكردیم الحمد لله كه ایشان آمد و دیگر منبر رفتن از دوش ماهبرداشته شده یكدفعه ایشان آمد و ما نشسته بودیم و قرار بود كه برویم برای صحبت كه یكدفعه آمد گفتم كه شما مردم میخواهند ... گفت من اصلا نمیتوانم مریض هستم، گفتم اصلا امكان ندارد، آن بیرون در كه آقا نشنوند خلاصه ما با او صحبت كردیم، اصلا نمیشود شما بیایید و من بروم، انداختیم گردنش وقتی كه آمد نشست دیگر تمام شد، گفتش كه

