محوریت ارتباط انسان با پروردگار براساس رعایت حیثیات جمالیه و جلالیه
5بشود احساس جذب باید پیدا شود احساس محبت و نزدیكی پیدا شود، ببینید، دستور اسلام به چه كیفیت است؟ وقتی كه از منزل میخواهید خارج بشوید موی خود را شانه كنید، پیغمبر موی خود و محاسن خود را شانه میكردند و خود را در آینه نگاه میكردند، اینكه رسول خدا در مقامات كذا است، حالا ما میگوییم كسی كه در این مسائل میافتد باید همه اینها را رها كند، نخیر! بیشتر باید رعایت كند، پدر ما هر وقتی كه از منزل خارج میشدند ندیدم كه ایشان بدون اینكه محاسن خود را شانه كنند و به لباس خود بپردازند و عطر استعمال كنند و در آینه نگاه كنند خارج بشوند، ببینید در حالی كه ما شاید خیلی به این مطالب توجه نداشته باشیم، پیامبر وقتی كه میخواستند از منزل خارج بشوند همه نقل میكنند كه در آینه نگاه میكردند و عطر استعمال میكردند و موهای خود را شانه میكردند و به لباس خود نگاه میكردند هكهه كثیف نباشد بعد خارج بشوند. هخب حالاه اینها منافات با راه خدا دارد؟ منافات با تقرّب دارد؟ منافات با اعراض از دنیا دارد؟ این را دنیا میگویند؟ ابدا، دنیا این نیست،
این برای چیست؟ برای این است كه آن اصل اولی و پایه اولی در مسائل عبادی و مسائل شخصی و ارتباطات بر محوریت دو صفت جمال و جلال است در صفت جلال الهی مطلب به تنبیك و تذكّر و انجام تكلیف و هشدار و بیدار باش نسبت به مسائل برمیگردد، انسان نسبت به افراد از نقطهی نظر وظایف و تكالیف مسؤولیت دارد، این به جنبه جلال بر میگردد، خلافی را كه دید باید تذكر دهد، خود تذكّر مراتبی دارد، اگر آن جنبه جلال در یك اجتماع انجام نگیرد نتیجه اش همین است كه شما مشاهده میكنید كه افراد بدون رعایت مسائل اخلاقی به هر كیفیت و به هر وضعیت در جامعه ظاهر بشوند، این به خاطر عدم رعایت قوانین جلالیك است، در جلال حدّ و مرز تعیین میشود، هر شخصی باید حدود خود را بشناسد خط قرمزهایی در روابط تنظیم میگردد بر اساس آن خط قرمزها هر كسی باید حركت كند،

