محوریت ارتباط انسان با پروردگار براساس رعایت حیثیات جمالیه و جلالیه
37لذا همیشه بزرگان توصیك میكردند كه از چند روز به ماه رمضان مانده باید روزه گرفت، كه یك مرتبه انسان از ماه رمضان شروع نكند، چند روز به ماه رمضان مانده این آمادگی را داشته باشد كه با آن آمادگی و با آن زدودن كدورات و زدودن حشو و زوائدی كه بر نفس هست گرچه در ماه رجب و شعبان انسان روزه گرفته و مراقبه داشته و متوجه بوده ولی وقتی كه میخواهد وارد ماه رمضان شود یك مقداری مسأله را دقیق تر و محكم تر كند و از چند روز قبل از ماه رمضان خوب است كه انسان روزه بگیرد كه روزه را بچسباند به ماه رمضان، حتی داریم اگر كسی در ماه رمضان مورد شفاعت و رحمت و رضوان الهی قرار نگرفت دیگر فایده ای ندارد مگر اینكه در عرفات آنجا رحمت الهی شامل حالش بشود، یعنی اینقدر این مسأله رحمت در ماه رمضان مهم است كه دیگر چیزی جایگزین این نخواهد شد و همه اینها مال چیه؟ همه اینها برای لطفی است كه خدا به ما دارد، مگر خدا به ما نیاز دارد كه روزه را واجب كرده است؟ آن خدایی كه آسمانها و زمین را خلق كرده به روزه و گرسنگی چند ساعته من چه احتیاجی دارد؟ و آن هم چه گرسنگی كه نفهمیده میبیند شب شد، مگر به روزه ما نیاز دارد؟ نه! میخواهد به زور هم كه شده روزه ماه رمضان واجب است و مستحب نیست حالا اگر خدا مستحب میكرد چند نفر روزه میگرفتند؟ فرض كنید كه امام زمان بیاید (البته هیچ وقت این كار را نمیكند او امام است، ما شاید این كار را بكنیم ولی امام زمان این كار را نمیكند، ماها كه میتوانیم هحرام راه حلال كنیم، حلال را حرام كنیم، از دست ما بر میآید) اگر حالا در شریعت آمد و این مسأله وجوب تغییر پیدا كرد به مستحب یا اینكه ما وجوب را برداشتیم میدانی چه جشنی مردم میگیرند؟! به به راحت شدیم آخ جون!!! ولی نه، برای آنهایی كه اهل سرّ هستند و چیزی فهمیدند مسأله فرق نمیكند، هیچ فرقی نمیكند آنها میگویند خدایا اگر مستحب هم بكنی ما این ماه رمضان را روزه میگیریم، چرا؟ فهمیدند چه آثاری دارد؟ مسأله و سر را فهمیدند و آنچه را كه پشت پرده است خبر دارند كه آن چیزی كه گیرشان میآید ارزش این را دارد كه سیصد و شصت و پنج روز را روزه بگیرند، حالا خدا یك ماه را آمده به خاطر محبت بر بندگانش واجب كرده است، گفته است ببینید من چقدر شما را دوست دارم؟ چقدر رشد شما را میخواهم، چقدر تذكیه شما را میخواهم و چقدر تربیت شما را میخواهم؟ چقدر گرفتار شدید بندگان خدا؟ بیچارهها؟ من برای اینكه شما را یك قدم به خودم نزدیك كنم چاره ای ندیدم كه یك ماه را واجب كنم، چاره ندیدم اگر چاره میدیدم شعبان را هم واجب میكردم ولی چه كار كنم كه این بندگان من قبول نمیكنند، میگفتن اوه دو ماه روزه بگیریم؟ اگر باز بود رجب و شعبان و رمضان را هم واجب میكردم، رسول خدا وقتی كه هلال رجب نمایان میشد، روزه را به اول شوال متصل میكرد، یعنی از اول رجب روزه میگرفت تا سی ام رمضان، این كار كه بود؟ چرا این كار را پیغمبر و ائمه میكردند؟ خب یك چیزی فهمیده بودند، خب یك چیزی فهمیده بودند خدا كه واجب نكرده چرا اینها این كار را میكردند؟ ولی به ما میگویند لازم نیست همه رجب را روزه بگیری، در رجب تا اون قدر كه میتوانی بگیر و در شعبان حداقل سه روزش را بگیر یا چند روزش را بگیر، لازم نیست و بالاخره آنها بزرگان بودند، ولی ما یك مقدار خودمان را نزدیك كنیم و آن وقت ببینیم نزدیك به آنها میشویم

