محوریت ارتباط انسان با پروردگار براساس رعایت حیثیات جمالیه و جلالیه
35چیز عادی بود بقیه شبها تا صبح بیدار بودند و شب های احیا هم بر طبق آنها نه اینكه حالا بخواهند یك قراری و برنامه ای بگذارند برای بیداری نه! بیداری یك چیز عادی بود و بعد از اینكه سحری میخوردند بعد از طلوع آفتاب دیگر آن موقع یكی دوساعتی استراحت میكردند یا اینكه استراحت را برای بعد از ظهر قرار میدادند و دو سه ساعتی در بعد از ظهر استراحت میكردند علی كل حال مسأله بیداری، مخصوصا دهه آخر ماه رمضان بسیار اهمیت دارد و اولیای خدا مطالب سر بسته ای از این بیداری دهه آخر گاهی اوقات خصوصا برای بعضی افراد نقل میكردند كه چه آثاری این مسأله دارد؟ انسان بیدار باشد، به مطالعه بپردازد به دعا بپردازد یا اینكه كاری هم انجام ندهد و همینطور ... ولیكن به لهو لعب پرداختن نه، آنها آثار را از بین میبرد و تماشای این چیزهایی كه صدتا یك غاز هم ارزش ندارد اینها تمام آن دادهها را و اندوختهها را از انسان میگیرد و انسان باید متوجه باشد كه این نعمت الهی از او فوت نشود
سنت افطار دادن نباید فوت شود و رفقا باید به این سنت عمل كنند، البته نه اینكه خود و زن و بچه را به زحمت بیندازد، آدم یك رفیقش را میبرد در منزل افطار میدهد، دو نفر را میبرد، هر چیزی كه درست كردند همان را هم میخورند و یك مقدار نان و آبش را بیشتر میكنند، نباید این مسأله افطار دادن باعث بشود كه آن مسائل اصلی تحت الشعاع قرار بگیرد آن هم باید بر اساس همان برنامه قرار بگیرد و روی همان جهت باید پیش برود
و از مسائل بسیار مهم این است كه انسان خاطر خود را هم از خطورات محفوظ نگه دارد، كه هر چه بر سر انسان میآید از همین خطورات است، در ماه رمضان مراقبه ای كه بزرگان داشتند آن مراقبه این بود كه حتی خطور هم نمیگذاشتند بر نفس آنها عارض شود، خاطره ای بیاید، حالا چه برسد به اینكه انسان كاری انجام بدهد یا نه، انسان حتی الامكان نگذارد تخیلات بیاید، افكار متشكك بیاید و مسائل مختلف در ذهن بیاید كه اینها بر آن جنبه مثالی انسان و جنبه برزخی انسان اثرات سوء را باقی میگذارد،

