محوریت ارتباط انسان با پروردگار براساس رعایت حیثیات جمالیه و جلالیه
3و این یك مسأله فطری است و نیازی به دستور اسلامینیست، خود فطرت انسان نسبت به آن جاذبه های فطری كشش دارد.
هیچ كس نمیتوانیم بگوییم كه این دارای فطرت سلیم است و از رایحه كریك لذت میبرد، مگر آنكه دیوانه باشد مگر اینكه فطرت خودش را از دست داده باشد و به فطرت ثانوی رسیده باشد چون میگویم بعضیكا هستند كه به واسطه تحول و تبدّل ارزش های فطری به ضدّ ارزشها تمایل پیدا میكنند از جمله این مسأله، خب اینها به طور كلّی بحثشان جدا است و اینها از دایره انسانیت خارج هستند، چطور اینكه عرض كردم راجع به رعایت مسائل اخلاقی بعضیكا هستند كه اینها از دایره انسانیت خارج شده اند و حیوان هستند، آن كسی كه بدون حجاب و پوشش خود را در معرض دید همگان قرار میدهد و نسبت به این حالت افتخار میكند، این از دایره انسانیت خارج است و حیوان است، الاغ است! بل هم اضلّ. آن حیوان طبیعت و فطرتش هراه خداوند به این نحو قرار داده است اما یك انسانی كه دارای عقل و فطرت است مسأله رعایت مسائل اخلاقی این جزو فطرت است، و اگر این متحول و منقلب شود و بر اثر تلقینات، محیط، آزادی ها و بی بند و باری ها، بی بند و باری های افسار گسیخته، یعنی بدون حدّ و مرز و بدون مانع، این یك فردی است كه به این روز در میآید،
چرا در اسلام شرب خمر حرام است و چرا مستی حرام است؟ به خاطر اینكه شخص مست از آن دایره فطری خودش خارج میشود، تبدیل به یك حیوان میشود. ارزش هایی كه تا قبل از مستی برای او مطرح است در حال مستی دیگر این ارزشها مطرح نیست، به هر كیفیتی بیرون میآید، به هر وضعیتی بیرون میآید، هیچ برایش قبح ندارد كه الان، ناظر او را نگاه میكند یا نگاه نمیكند، او در عالم خوشی خود این را ارزش میبیند كه همان حالت خوشی را برای خود نگه دارد، دیگر مراعات آن جهات دیگر و معیارهای دیگر و ارزشهای دیگر، برای او در چنین حالی مطرح نیست، خب طبعاً هم این باید ممنوع و حرام باشد، قانون باید جلوی این مطلب را بگیرد و نگذارد كه اجتماع به واسطه این خوشی افسار گسیخته دچار بیماری بشود، وظیفه قانون است ولیكن میبینیم نه خیر، در كشورها از این مسئله خبری نیست و حتی در بعضی از جاها این عدم رعایت مسائل اخلاقی به عنوان قانون قرار میگیرد، خیلی عجیب است كه قانون اجازه میدهد به یك فرد كه تو میتوانی آزادی افسار گسیخته داشته باشی، خیلی عجیب است، عرض كردم خدمت رفقا از آن كسانی كه این اعمال را انجام میدهند عجب نیست اینها حیوانند عجب از آن افرادی است كه نشسته اند و قانونش را وضع میكنند، این دیگر خیلی خنده دار است و خیلی باید تأسف خورد بر آن كسانی كه سرنوشت دنیا را تعیین میكنند با این افكار.

