محوریت ارتباط انسان با پروردگار براساس رعایت حیثیات جمالیه و جلالیه
29جنبه تجردی را برای انسان موجب تحول نفس میكند، حالا اگر ملائكه نیامدند، هی ما نماز خواندیم، این نماز كجا میخواهد برود و از كجا برود بالا و روزنه پیدا كند؟ در جایی كه بوی نامطلوب است ملائكه نمیآیند در آنجایی كه نقاشی های جاندار است در آنجا ملائكه نمیآیند، در آنجایی كه مخصوصا عكس سگ هست ملائكه در آنجا نمیآیند، حالا دیگر مردم در اطاق هایشان هم سگ دارند! در جایی كه وضعیت و موقعیت، موقعیت نامناسبی هست ملائكه نمیآیند، در جایی كه اسباب و آلات لهو و لعب و موسیقی است ملائكه نمیآیند، در آنجایی كه موسیقی زده بشود ملائكه نمیآیند، در آنجایی كه قمار شطرنج باشد ملائكه نمیآیند، در آنجایی كه شرب خمر باشد ملائكه نمیآیند، در آنجایی كه خمر باشد ولو اینكه شرب نشود ملائكه نمیآیند، اینجا ملائكه نمیآیند، پایشان را نمیگذارند، حالا هی آدم نماز میخواند میبیند فایده ای نكرد و روزه میگیرد و ذكر میگوید میبیند فایده ای نكرد، خب اول باید به اینها بپردازد
آیینه شو و جمال پری طلعتان طلب *** جاروب زن خانه و پس میهمان طلب. اتاق كثیف را كه مهمان دعوت نمیكنند، قبلا جارو میكنند و تمیز میكنند میگویند بفرمایید. دیگر وقت گذشته است و ما هم به عنوان مقدمه خواستیم مطالبی بگوییم البته در همین مقدمه مطالبی مانده كه انشااللَه اگر توفیق باشد، بماند برای بعد از ماه رمضان.
خب ماه رمضان است و از این جهت كه احتمال دارد مجلس دیگری نباشد به نظر میرسد هیك قدری راجع به این قضیه صحبت كنیم. ه راجع به خصوصیت ماه رمضان رفقا اطلاع دارند و طبعاً آمادگی اش را هم پیدا كرده اند و ماه رمضان میتوانیم بگوییم ماهی است كه این ماه یكی از بزرگترین منت های پروردگار بر ماست، واقعا منت است دیدگاه ما نسبت به ماه مبارك رمضان باید دیدگاه یك منت الهی باشد،
ما یك وقتی در یك سفر، سفر حج بودیم دیدیم چند نفر از این حاجیكا دارند باهم صحبت میكنند وتازه مدینه بود هنوز چند روزی از مدینه گذشته بود، یكی به دیگری میگفت كه دلت برای زن و بچه ات تنگ نشده؟ گفت چرا، و این یكی گفت كه بابا چند روز میگذرد میرویم پیش زن و بچه مان و این چند روز را هم صبر كن!، با خودم گفتم واقعاً فرهنگ ما تا این حد باید تنازل كند كه این سفری را كه خداوند این سفر را چه عرض كنم؟ چه تعبیری برای این سفر بیاورم؟ سفری كه میشود گفت سعادت ابدی انسان را این سفر رقم میزند، یعنی آمدن به حج و انجام دادن این مناسك حج همان طوری كه انبیاء انجام دادند، چون مسأله حج فقط برای پیغمبر نبوده و برای سایر پیغمبران هم بوده و همان طوری كه ائمه انجام دادند و همان طوری كه اولیا انجام دادند، آن جور سفر و به آن كیفیت سفر انجام دادن، این انسان را از عالمیبه عالم دیگر میبرد واقعا عجیب است، طوافش چه جور باشد؟ عرفاتش چه جور باشد؟ توجهی كه در عرفات انسان پیدا میكند فقط قصدش باید توبه باشد، وارد حرم خدا میشود، به چیزی این طرف و آن طرف نباید توجه كند، فقط باید به خود و كارهای خود بپردازد، از این هیاهوها باید كناره گیری كند از این فریادها و داد و بی دادهایی كه در مردم، در عرفات مینشینند با همدیگر حرف میزنند و صحبت میكنند و مسائل را به بطالت میگذرانند و به

