محوریت ارتباط انسان با پروردگار براساس رعایت حیثیات جمالیه و جلالیه
33روزه است احساس میكند كه انگار مانعی در اینجا قرار دارد و آن مانع نمیگذارد كه آن روزه بیاید و تأثیر خودش را بگذارد لذا تأكید شده است كه در این ماه انسان از برادران ایمانی خودش و برادران روحانی خودش رفع كدورت كند، با ملاقاتها و با زیارتها رفع كدورت كند،
مسأله دیگری كه بزرگان در این ماه تذكر میدادند رعایت اوقات و غنیمت شمردن فرصتها در شب های ماه رمضان بود، و این طور كه آنها میفرمودند این بود كه اثرات روزه در روز، در شب انعكاس پیدا میكند لذا انسان باید شب خودش را در ماه رمضان به نحوی قرار دهد كه آن اثرات روزه از بین نرود، از نظر غذا خوردن و صحبت كردن و رفت و آمد و كارهایی كه انجام میدهد باید كارهایی باشد مطابق با ماه رمضان،
افطاری لازم نیست زیاد بخورد، سبك بخورد و چیزی بخورد كه مقوی باشد و بتواند او را تا صبح نگه دارد، چیزهایی كه ضعیف است را نباید بخورد، شكم خود را زیاد نباید در موقع غروب آفتاب، پر كرد كه آن اثرات روزه با این افطار از بین میرود، نه، اگر به اندازه و به میزان لازم و ضرورت انسان افطاری كند آن حالت روحانیتِ در روز را، در شب در خود احساس میكندو با آن حالت است كه شب را به سحر میآورد و بهتر است در شب های ماه رمضان انسان كمتر بخوابد مخصوصا در دهه آخر ماه رمضان كه طریقه و رسم اولیای الهی بر بیداری شب بود تا صبح
هدر زمانه مرحوم آقا یكدفعه اول ماه رمضان مشكوك بود، سایر مساجد همه بر طبق آن چیزی كه دولت اعلام كرده بود (زمان شاه بود) بودند، ولی مرحوم آقا نه! در مسجد بر اساس آن متیقّن، روزها را قرار داده بودند، لذا بعضی از روزها كه این دعای روزها كه دعای من درآری است كه در مفاتیح الجنان هم هست خوانده میشد افراد اعتراض میكردند كه امروز روز سیزدهم است و شما روز دوازدهم را میخوانید، این دعا اصلا سند ندارد، همین دعای روزهای ماه مبارك رمضان همین روزهای اول و دوم و سوم و این دعا دعای من درآری است و آن شخصی كه درآورده خیلی ناشی بوده و هیچ ادبیات هم بلد نبوده و میخواسته فقط اول و آخر را به هم بچسباند و قافیك خوب جور دربیاد یعنی همه به نون ختم شود و هر چه وسطش بود بود، این دعا اصل و سندی هم ندارد و دعاهای دیگر ماه رمضان داریم، دعای یا علی و یا عظیم و دعای افتتاح و ابوحمزه واقعا دعایی است كه آدم باید در هر خطش تفكر كند و بماند، شب های احیا شده بود شبهای نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوم، من یادم است در آن سال شش شب ایشان احیا گرفتند یعنی دو تا نوزدهم و دو تا بیست و یكم و دو تا بیست و سوم چون مشكوك بود و میگفتند احتمال دارد این شب باشد، لذا دو تا شب نوزدهم رفتند مسجد قائم دو تا شب بیست یكم و شش شب احیا گرفتند و وقتی كه از ایشان سؤال كردند كه آقا شش شب؟ ایشان فرمودند كه تمام ده شب را باید بیدار باشیم این شش شب كه چیزی نیست، حالا ما یك شب بیشتر گرفتیم حالا چی شده؟ ما الان برایمان احیای شب های ماه رمضان خیلی مهم است، مثلا یك شب تا صبح كه به بیداری میپردازیم خیال میكنیم كه دیگر شق القمر كردیم، نه آقا!

