محوریت ارتباط انسان با پروردگار براساس رعایت حیثیات جمالیه و جلالیه
14مگر ما چه هستیم و افكار ما را مگر چه تشكیل میدهد؟ افكار ما را ردّ و بدلها و عمل و عكس العمل های شخصی ما با افراد تشكیل میدهد، چرا اینقدر در اسلام تأكید به اخلاق خوب شده است؟ چرا؟ چرا وقتی كه پیغمبر از منزل خارج میشدند همه بچهها میآمدند بر سر و كول پیغمبر میریختند؟ چرا بر سر و كول دیگران نمیریختند چرا؟ این نه فقط به خاطر آن جاذبه معنوی و روحی و نفسی رسول خدا بود كه افراد را جذب میكرد، مسأله مهم تر اخلاق پیغمبر بود اینطور نبود كه پیغمبر رد بشود و میبیند بچه ای در اینجا هست و لگدی بزند و بگوید بلند شو میخواهم بروم، نه، همان احترامیرا كه برای یك فرد چهل و پنجاه ساله میگذاشت همان را در همان حد برای این طفل خردسال قرار میداد چرا؟ چون آنچه را كه پیغمبر میدید ما نمیبینیم، آن به شخصیت فعلی این طفل و به آینده آن طفل نگاه میكرد، این دو را به هم ربط میداد و بعد احترام میگذاشت، بچه هم وقتی كه چنین اخلاقی را از شخصی میبیند چه میكند؟ خب نسبت به او علاقه مند میشود و توجه میكندو علاقهی بچه هم این است كه از سر و كول او بالا برود این یك مسأله طبیعی است،

