صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی
3در قم آمده بودم و ایشان در مشهد بودند، روزها میرفتیم صبح بیرون، طرفهای بیرون مشهد، كه به ایشان اطبّاء گفته بودند كه ایشان باید نیم ساعت سه ربع راه برود و پیاده روی كنند، میرفتیم آنجا قدم میزدیم و دوباره برمیگشتیم، در طول این فرصت من این موقع را مغتنم میشمردم و خلاصه با ایشان راجع به بعضی از مسائل بحث میكردیم، یك روز از یك مطلبی سؤال كردم كه نمیگویم آن سؤال را، پاسخ ایشان این بود، گفتند فلانی هیچ راهی برای ما جزاینكه بین خود و بین خدا صادق باشیم وجود ندارد، بین ما، همهی افراد، در هر لباسی كه هستند در هر سمتی كه هستند در هر موقعیتی كه هستند، چه موقعیتهای شخصی و چه موقعیتهای اجتماعی، البتّه بحث من روی مسائلاجتماعی بود، هیچ راهی وجود ندارد كه ما بین خود و بین خدا صادق باشیم و همین صداقت را هم با مردم تعامل كنیم، بامردم هم صادق باشیم، با همه صادق باشیم با مسلمان صادق باشیم، ببینید دیدگاه یك ولی الهی و یك عالم باللَه و بامر اللَه چه دیدگاهی است؟ میگوید باید با مردم صادق بود با مؤمن صادق بود، با مسلمان باید صادق بود با شیعه صادق بود و با سنّی صادق بود، با خانواده صادقبود، با شریك و همسایه صادق بود، با مردم عادی و كوچه خیابانی انسان باید صادق باشد و غلّ و غش نداشته باشد و نباید فرق بگذارد بین رفیقش و بین فردی و بگوید حالا فردی را در خیابان دیدم و فردا نمیبینم و هرچه میخواهد بگوید، ولی این رفیق را هر روز میبیند مجبور است، نه! همهی اینها باطل است، مؤمن در پیشگاه الهی باید مرامش مرام صدق باشد، همانطور كه با عیال و زن و بچّهاش صادق است، اگر باشد، همینطور باید با سایر افراد و غریبه هم صادقباشد، با كافر فرمودند باید صادق بود با منافق باید صادق بود، او منافق است تو چرا دروغ میگویی؟ تو چرا در ارتباطت كذب به خرج میدهی؟ با تمام افراد، انسان باید صادقانه برخورد كند.

