صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی
1أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
به نظر میرسید كه بحث جلسات گذشته راجع به كیفیت فراغت نفس و آمادگی درقبال پذیرفتن حقایق تا حدودی برای رفقا و دوستان روشن شد، و در نهایت صحبت به اینجا رسید كه نفس انسان به واسطهی نقاط ضعفی كه به جهت تعلّق به دنیا و آمدن در این دنیا پیدا كرده است، در قبال حوادث و رخدادهایی كه با آن نقاط در ارتباط است واكنش نشان میدهد و انسان باید متوجّه باشد و گوش به زنگباشد تا اینكه نسبت به آن موارد حواسش جمع باشد، و چنانچه نفس ... و انسان هم خودش این را میتواند بفهمد، این خیلی نیازی به رمل و اسطرلاب ندارد! و نسبت به آن موارد تا حدودامكان، چون «لا يُكَلِّفُ اللَه نَفْساً إِلَّا وُسْعَها البقرة، ٢٨٦»، ما به میزان بصیرت و سعهی وجودی خود تكلیف داریم، اضافه بر آن نداریم،
بله بسیاری از نقایص و نقاط ضعف در درون نفس ما موجود است كه ما نسبت به آنها اطّلاعنداریم، صدسال هم فكر كنیم نمیفهمیم، این قضیه در ارتباط با افراد بصیر و خبیر و اولیاءخدا و استاد راه برای انسان منكشف میشود و بدون دسترسی به یك همچنین فردی ولو شخص علّامهی دهر باشد یك میلیون سال هم در خود تفحّصكند به این مسائل نمیرسد، فقط و فقط در ارتباط با فرد خبیر و كسی كه اشراف بر نفس دارد و تمام خصوصیات انسان مانند این دست در جلوی چشم او حاضر است، این فرد میتواند آن نكات را بیرونبكشد و انگشت روی آن مسائل و ظرائف مخاطرهانگیزِ نفس قرار بدهد و درمان را از همان نقطهی قابل درمان شروعكند،
بله انسان به واسطهی تفكّر و تأمّل و بررسی حالات و اطوار خودش در حوادث مختلفه و جریانات مختلفه و مجالس مختلف، و مقایسه كردن بین خودش و بین دیگران و دیگران را به جای خود گذاشتن و خود را به جای دیگران قراردادن میتواند تاحدودی نسبت به آنچه كه باید به آنها توجّه كند، میتواند برسد. البتّه تمام اینها در صورتی است كه انسان قصدش خالص و صادقباشد و در دل خود آن خلوص را محافظت كند و در غیر این صورت نه، اگر بخواهد بر خودش هم مطلب را ببندد و همین كه میخواهد به نتیجه برسد یكمرتبه پا را به پلّهی دیگر بگذارد و از این مرتبه عبور كند، خدا هم چنان سرش كلاه میگذارد كه كسی هم خبر ندارد، «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَه وَ اللَه خَيْرُ الْماكِرِينَ آلعمران، ٥٤»، وقتی كه ما بخواهیم سر خدا مكر بگذاریم خدا هم میگوید ما دست بالا را داریم، هر چه بخواهید با ما سر و كلّه بزنید همچنین در كاسهات میگذاریم كه تا یك میلیون سال نفهمید از كجا خوردید، میروید همانجایی كه عرب نی میاندازد.

