صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی
11اگر امیرالمؤمنین میآمد و مقابلهی به مثل میكرد و لشكر معاویه را شكست میداد و اقامهی حكومت عدل الهی را در دمشق میكرد (با این نحوه و با این عملكرد) وقتی این قضیه به گوش معاویه و افراد دیگر میرسید میگفت او هم مثل ماست و فرقی نمیكند، حالا ما هم میآییم به حكومت میرسیم و این وری میكنیم و او میآید آن وری میكند، توجه كردید، او میآید یك جور عمل میكند و ما هم یك جور و هر دو یك مقصد داریم و هر دو برای این كه حكومت كنیم قیامكردیم، من قیام كردم یك جور با مردم عمل میكنم و او هم قیام كرده یك جور دیگر عمل میكند،
آن كسی كه میآید امامصادق را در زندان مدینه، توجّه كنید، آن محمّد و ابراهیم فرزندان عبداللَهمحض كه میآیند حكومت كنند و حكومت را از دست خلفای عباسی و منصور دوانیقی بگیرند و برای رسیدن به حكومت امام صادق را تهدید به قتل میكنند و یك شب در طویلهی زندان مدینه حبسمیكنند، میدانید چه بر سر ائمّهی ما آوردند؟ چه كسانی؟ فرزندان ائمّه، این افراد كه میآیند امام صادق را در طویلهی زندان مدینه حبس میكنند و تهدید میكنند كه تا فردا صبح اگر بیعت نكنی گردنت را قطع میكنیم! این حكومت، حكومت عدل الهی است؟ ها؟ حالا میخواهد طرفش هر كه باشد، منصور باشد یا معاویه باشد یا ابن ملجم باشد چه فرقی دارد؟ دیگر این عدل الهی نیست، حكومت، حكومت شیطان است، میخواهد بر حكومت سوار شود و حالا طرفش اتّفاقاً منصور دوانیقی درآمده، اگر طرف همین منصور دوانیقی امام صادق بود، او را هم به قتل میرساند، مگر به قتل نرساندند، مگر موسیبن جعفر را به قتل نرساندند؟ چه كسی موسی بن جعفر را به قتل رساند؟ همین برادرزادهی موسی بن جعفر، محمّد بن اسماعیل، نوهی امام صادق، ایشان علّت به قتل رسیدن و این جریاناتی كه برای موسی بن جعفر اتّفاق افتاده، همین ایشان بود، قضایای بنی الحسن كه واقعاً تاریخ بنی الحسن را سیاه كردند و كسی كم از این مطالب به مردم میگوید، اینها را بروید بخوانید تا بدانید كه بر سر ائمهی ما چه آوردند؟ امام صادق را در زندان مدینه حبس میكنند كه یا با ما بیعت كن یا فردا به قتلت میرسانیم، این هم شد حكومت؟ این با معاویه و یزید چه فرقی كرد؟ حالا زورت نرسید، صبح میخواستند امام را به قتل برسانند كه منصور آمد و بر مدینه غلبهكرد و امام صادق را منصور از زندان درآورد، یعنی خلیفهی عبّاسی آمد و امام را از زندان درآورد، میخواستند بكشند، این ننگ را باید به كجا برد؟ واقعاً این ائمّه ما مظلوم بودند، این ائمّهیما از هر دو طرف میخوردند، هم از آن طرف و هم از این طرف، آنها میآیند و میگویند این هم خودتان، این هم اهل بیت و فامیل خودتان، شما كه ادّعای ذراری رسول اللَه را دارید، شما كه ادّعای غصب خلافت اجدادتان را دارید ببینید با خودتان چه می كنید؟ واقعاً این ائمّه در وضعیت عجیبی بودند،

