تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
9احادیث است همین مطالبی كه از ائمه علیه السلام است، همین مطالب مورد بحث قرار می گیرد و صورت مسأله می بینید جور دیگری شد و نتیجه به شكل دیگری درآمد، ما از خود روایت جعل نمی كنیم، از خود دلیل و حدیث نمی آوریم،
آنچه كه حجّت است در شرع و استنباط سه چیز است یكی قرآن و دیگری روایات و سیرهی اهل بیت علیهم السلام و سوم عقل كه در بعضی از موارد كه استقلال دارد حجیت دارد، و دیگر غیر از این هم چیزی نیست آن اجماعی هم كه تا به حال بوده را ما پنبه اش را زدیم و آن را به تاریخ فرستادیم، این سه مسأله، بر این اساس فرد می آید و چه می كند؟ راجع به یك قضیه حكم می دهد و نظر می دهد و شخص دیگر هم نظر خلاف می دهد اشكال ندارد و ایراد ندارد. ما كه معصوم نیستیم، آنكه معصوم هست یك نفر است و آن هم غایب است و خود او این جریان را ایجاد كرده است. در زمان غیبت تكلیف ما بر همین است تمسك به همین روایات اهل بیت و اگر هم خطایی بود خود آن شخصی كه ولی و قیم دین است و از انظار غایب است خود او هم مورد عفو و بخشش قرار می دهد تا وقتی كه غرض و مرضی در كار نباشد، همین كه غرض و مرض بخواهد بیاید، او جلوی ما را در روز قیامت و در همین دنیا خواهد گرفت و از ما سوال خواهد كرد، این مسأله بر این اساس است
بنابراین آنچه كه باید مورد توجه قرار بگیرد مسأله مهم اینجاست كه انسان وقتی كه به آیات الهی فكر می كند و قرآن را می خواند وقتی كه روایات اهل بیت علیه السلام و تاریخ را می خواند وقتی كه كلمات بزرگان را مورد مطالعه قرار می دهد آیا باید از یك فكر از پیش ساخته و پیش فرض باید تبعیت كند یا اینكه نه واقعا باید او را انجام بدهد واقعا باید به دنبال برود؟ این آیاتی كه من باب مثال در مورد یقین است در مورد علم است، اینهمه روایت در مورد علم داریم، مثل حیوانات داریم در روایات كه سرتان را پایین نیندازید و به هر صدایی توجه نكنید و به دنبال هر صدایی نروید و به دنبال هر بادی تمایل پیدا نكنید یمیلون مع كل ریح. آن درختانی كه نازك و نحیف هستند به هر طرف باد می آید می چرخند ولی وقتی كه درخت، درخت قطوری باشد، نه! می ایستد و پا بر جا می ماند، تمام اینها برای این است كه انسان در زندگی و در مسیر خودش چه راهی را انتخاب كند،

