
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
حقیقت معنای محکم و متشابه و گرایش های افراد در قبال آن. 1 ادامه تفسیر آیه "هوالذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات ..." 2 کسانی که در دلشان زیغ(گمراهی،کدورت) است به دنبال آیات متشابه می روند. 3 نمونه ها و مصادیق بارز تبعیت از علم و دوری جستن از هواهای نفسانی. 4 تنها راه نجات امت اسلام 5 روش برخورد انسان با آیات قرآن 6 تاویل و تفسیرنادرست برخی از افراد، ازآیه "فاقطعوا ایدیهما". 7 ذکر حکایتی درباره مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری 8 مسبب اصلی مصائب عاشورا حُربن یزید ریاحی بود . 9 حُر بدلیل اینکه نفسش صاف بود و قصد و غرض نداشت ، حضرت دست او را گرفتند. 10 انسان نباید در مواجه با قرآن و روایات و کلمات بزرگان از فکر پیش ساخته خود تبعیت کند.
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
3ملاحظه بشود و هیمنطور سر سری نمی شود هم را آورد و ردیف كرد و قطع كرد و اعدام كرد، نه! حساب و كتاب دارد، این آیه راجع به این مسأله دلالت می كند، دلالتش هم روشن است، در روایات هم داریم از ائمه هم وارد است و نظایرش هم در تاریخ اسلام اتفاق افتاده، بعد حالا آن شخص می گفت كه نه! منظور از فقطعوا ایدیهما، ید به معنای سلطه است، مثل ... يَدُ اللَه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ الفتح، ١٠، دست خدا بالای سر همه است، یعنی سلطه و حكومت و ولایت خدا بالای سر است، یا فرض كنید كه در روایات داریم یداللَه مع الجماعه1، دست خدا روی سر جماعت است، یعنی جماعت مؤمنین و امثال ذلك وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَه مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ المائدة، ٦٤ یهود می گویند كه دست خدا بسته است پس این دلالت می كند از اینكه این آیه ای كه در اینجا می فرماید فقطعوا ایدیهما این هم در اینجا به معنای سلطه است، یعنی سلطهی آنها باید قطع شود و آنها را باید در زندان انداخت و حبس كرد تا قدرتشان گرفته بشود،
ببینید چطور خیلی صریح آن آیه ای كه دلالت بر قطع دست می كند یا فرض كنید كه این اصلا نخوانده این را إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَه وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ ... المائدة، ٣٣ راجع به آن كسانی كه مفسد هستند و راه را می بندند و امنیت را از بین می برند از بلاد مسلمین سلب امنیت می كنند و جامعه را در نا امنی قرار می دهند در آنجا حكم این است كه فقطعوا ایدیهما وارجلهما من خلاف یعنی چه؟ یعنی دست راست و پای چپ، این دیگر ولایت و سلطهی چپ و راست كه نداریم، یعنی چه؟ اصلا معنا ندارد، همهی اینها برای چیست؟ بخاطر فرار از واقعیت است، به خاطر فرار از حقیقت است، به خاطر دنباله روی از امیال و اهواءاست، به خاطر دنباله روی از توهمات و تخیلات است،
- نهج البلاغة (صبحى الصالح)، ص ١٨٤؛ نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٧: فإنّ يد الله على الجماعة.
