
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه
19كشیدند بالای سر علی علیه السلام گفتند یا می گویی مالك اشتر برگردد یا تكه تكه ات می كنیم! ببینید چطور است، اینها كسانی هستند كه فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ هستند. ننشستند فكر كنند اگر قرار بر این باشد چطور این مسأله قبلا اتفاق نیفتاده؟ اگر قرار به تمسك قرآن باشد چطور وقتی كه علی خلیفه شده معاویه این خلافت را رد كرده است و سر به طغیان برداشته است؟ چرا؟ مگر در زمان عثمان این معاویه مخالفت كرد؟ مگر در زمان عمر مخالفت كرد؟ چه شد حالا كه زمان، زمان خلافت علی است، مگر شما خلیفه را قبول ندارید؟ این خلیفه می گوید این حاكم باشد و این حاكم نباشد چطور الان معاویه آمده و خود را خلیفه می داند؟ چه كسی او را انتخاب كرده است؟ عمر آمد انتخاب كرد الان خلیفهچهارم آمده است و می خواهد بردارد، جواب این حرفها چیست؟
شخصی كه عقل داشته باشد شخصی كه فهم داشته باشد، شخصی كه در دلش زیغ نباشد فوراً باطل را از حق تشخیص می دهد، این كلك است، این حقه است، این حیله است، این مكر است، این دو پهلو صحبت كردن است، این دو گونه صحبت كردن است، این دو قسم حرف زدن است، دیروز یك جور حرف بزنیم امروز یك جور، دیروز به نفعمان به آن قسم حالا كه ورق برگشته است اینجور حرف می زنیم. آن طوری كه به صلاح ما و شخصیت اجتماعی ماست هر روز صحبت می كنیم نه آنطوری كه واقع است، یك روز به ضرر باشد و یك روز به نفع باشد، آن طور حرف نمی زنیم، آن طور كه موقعیت ما محفوظ بماند باید الفاظ را در كنار هم تركیب كنیم و تعبیرهای مناسب برای انحراف فكر و برای اعوجاج طریق بكار ببریم، هر روزی كه به نفع است و هر روزی كه به صلاح هست این وضعیت محفوظ بماند،
بنابراین تمام مطالب همه برگشتش به درون ماست، چون ما دارای تشابه نفسی هستیم به تشابهات قرآن رجوع می كنیم نه به محكمات، چون ما دارای انحراف نفسی هستیم در مواجههی با حق، آن عقربه را به این طرف می گردانیم چون ما دارای نقصان و خلل هستیم در عرضهی مطالب حق و باطل، آن شاقول را به آن سمت باطل به حركت در می آوریم و آن قسمت را می گیریم چرا این قسمت را نمی گیرید؟ چرا آن چه را كه حق است نمی گیرید؟ چرا؟ در حالی كه وقتی كسی روشن و صاف است ...
