اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه

14486
عنوان بصری
نسخه عربی

تبیین حقیقت معنای محکم و متشابه

15
  •  تمام خطبه ها و تمام صحبت های حضرت و اصحاب و اهل بیت او است، همه بر این اساس میگردد كه عقل و فهمتان و مغزتان كجا رفته است؟ چه خورده اید؟ مست شدید و منگ شدید و لا یعقل شدید،

  •  حر چه كار كرد؟ آمد این عقل را به كار انداخت ها!، به جای گچ آمد چیز دیگری در مغز خودش قرار داد، در این جمجمه قرار داد، او آمد فكر كرد این چه وضعی است؟ این چه اوضاعی است كه پیش آمده؟ مگر این چه گناهی كرده است؟ نشست فكر كرد خدا هم كمكش كرد و توفیق به او داد، از آن طرف نور آمد، نور می آید یكی یكی باز می كند، تا نشستی فكر كردی البته آن هم توفیقش از خداست چرا ما از وسط راه و بیراهه می رویم چون نفسش صاف است و غل و غش ندارد این كارهایی را هم كه كرده تا به حال از روی نادانی و نفهمی كرده است خدا و امام حسین این ها را نادیده می گیرند و می بخشند، از روی عناد نبوده است، پرده بر او افتاده است و نتوانسته مسأله را خوب درك كند تصورش این بوده كه بیا یك نحوه‌ای بین امام و یزید توافقی، مسأله حل و فصل شود و محدوده ای قرار بدهد و حضرت در شهری تبعید شود و آنها هم به كارشان برسند در چنین حال و هوایی بوده است، نمی دانسته كه دارند لشكر پشت لشكر می آید، چه خبر است؟ چه شده است مگر؟ كسی مگر كودتا كرده است؟ یك نفر با هفتاد و دو نفر آمده است اینجا با زن و بچه چه خبر است این اوضاع؟ یك دفعه روز عاشورا آن صفای باطن به كمكش آمد فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ‌ این نبود، این رفت دنبال محكمات قرآن، دید این چیست؟

  •  یقین را آورد گذاشت جلو، علم را آورد جلوی خودش، نشست، دو دو تا چهار تا حساب كرد، این پسر پیغبمر نعوذباللَه زنا كرده؟ خوب اینهمه زنا می كنند و صاف در خیابان راه می روند، شرب خمر كرده است؟ نصف مردم دارند شرب خمر می كنند كسی هم خبر ندارد، یا فرض كنید كه قمار كرده؟ شطرنج كرده، الان كه همه دارند شطرنج بازی می كنند و مسأله ای نیست، چه كرده؟ از دیوار مردم بالا رفته و تعدّی كرده؟ نه! اینكه نمازش این است و روزه اش این است، زندگی اش این است، پسر پیغمبر است، چه می گوید؟ می گوید قرار بر این بوده طبق قراردادی كه بین برادرم و بین پدر این یزید، معاویه انعقاد پیدا كرده بوده تا وقتی كه او زنده است ما سكوت كنیم و حرف نزنیم الان كه مُرد الان خلافت به من می رسد این سگ باز میمون باز برای چه آمده روی تخت خلافت نشسته است؟ تمام شد، نشست فكر كرد به جای اینكه گچ بگذارد در این جمجمه، مغز آدم گذاشت نه حیوان، نشست فكر كرد این طرف را سنجید و آن طرف را سنجید، دو دو تا چهار تا، مسأله را حلاجی كرد دید این جهنم است و این بهشت است، دیگر معلوم شد حالا كه معلوم شد دیگر شیطان می آید سراغ آدم، اگر بروی كشته می شوی، اگر بروی زن و بچه ات فلان، اگر بروی فلان، مدام نفس در اینجا می آید، آمد و یك لگد زد به همه و گور پدر هر كسی كه بیاید و جلوی مرا در رسیدن به امام حسین بگیرد، چه شد؟ خدا آمد یك طرفه كرد.