کیفیت آمادگی ذهن و قلب هنگام تلقّی و دریافت مطالب بزرگان
9خل هستم كه دو قران بدهم و بیایم اینجا، راست میگویی بیا در تهران و در خیابان زعفرانیه متری دو قران به من بده و الا رفتن در كویر لوت و شورهزار متری ده شاهی هم خلاف تعقّل است. آن موقع هم مسأله همین طور بود؛ همه زمین داشتند، همه منزل داشتند، آن موقع اصلا اجاره نشینی نبود. مرحوم آقا میفرمودند در نجف كه بودیم، آن موقع مسأله طلاب و رفقایشان خیلی فرق میكرد، خودشان هم در آنجا چند سالی مستأجر بودند. میگفتند یكی از این رفقای ما كه خیلی مسأله برایش سخت شده بود، آمد جلوی گنبد ایستاد و گفت یا علی! هر بلایی كه بر سرت آمده قبول دارم، خلافتت را غصب كردند قبول داریم، و زنت را تكه تكه كردند قبول داریم؛ ولی مسأجری تا به حال نكشیدی، این درد مستأجری را ما كشیدیم. در روایت هم نداریم كه ائمه مستاجر بودند، آن موقع همه این طور بودند، آن موقع منزلها كوچك بود و همه منزل داشتند.
این مسأله، مسألهای است كه از نهاد هر فرد در ارتباط با رعایت موازین و رعایت دستورات برمیآید كه شخص چقدر خودش را در قبال این دستورات مطیع احساس میكند و خودش را دارای استقامت و احكام و اتقان نفسانی احساس میكند و قضیه به این برمیگردد. حالا به آن آدم عوام، به آن آدمی كه دنبال مطلب هست البته همه هم اینطور نیستند وقتی این را میگوییم، میگوید: چشم ما به حرف شما اعتماد میكنیم و شما معتمد ما هستی. آیا روز قیامت میتوانی پاسخ این حرفت را بگویی؟ میگوییم: بله! ما میتوانیم پاسخ حرفمان را بدهیم. چون حرف حرف رسول خدا است و سندش هم این است و از طرف امام كاظم هم نقل شده است. من جواب نمیدهم، موسی بن جعفر علیهالسلام باید جواب بدهد، موسی بن جعفر هم حسابش جداست. میگوییم دو دوتا، چهارتا؛ میگوید: پذیرفتیم و عمل میكنیم. از آن طرف او را نگاه كنید، میگوید: نه خیر! این حرفها معلوم نیست باشد، آدم كه به یك روایت عمل نمیكند و مطالب و قضایای اجتماعی كه اینطور نیستند و ...

