کیفیت آمادگی ذهن و قلب هنگام تلقّی و دریافت مطالب بزرگان
15كرده است و همه هم میدانند و در این هم شكی نیست، بالاتر از این. او این حرف را میزند برای چه كسی؟ برای ما. ایشان میفرماید این مطلبی را كه الان میخواهی نقل كنی بر ارادت ما میافزاید یا از ارادت ما كم میكند؟ اگر كم میكند برای چه میگویی؟ به چه درد دین و دنیای ما میخورد، غیر از آشفته شدن خیال و تشویش ذهن چه نتیجهای برای ما دارد؟ الان شما نسبت به من فكری میكنید و فرض كنید یك فكر بدی، یا حق با شما هست یا نیست، ولی در هر صورت فكر، فكر بدی است. آیا من مطلع بشوم از فكر شما برای من مفید است یا مطلع نشوم؟ وقتی شما هنوز به زبان نیاوردید و این را به من نگفتید و این مسأله اظهار نشده و فاش نشده است و حالا یك جا این قضیه صحبتی شده است و از دهان طرف در رفته به قول ما، حالا من بلند شوم و بروم به آن طرف بگویم فلانی چه نشستهای، ای وای! برخیز و ببین در فلان جلسه، او درباره تو این را گفت، تمام شد، این ذهن دیگر شروع میكند، كارخانه كه استارت را میزنند راه میافتد، همینطور چرخ دندهها و اینها مثل لوكوموتیو، شروع میكند راه افتادن و عجب او این را گفت، پس منظورش این بود، پس آن موقع هم این كار را كرده بود و من نفهمیدم، پس آن موقع هم كه این حرف را زده بود [فلان چیز مد نظرش بوده] و دیگر شروع میكند به راه افتادن ...، بابا بایست چه خبر است؟ شروع میكند رفتن و نمیایستد، لوكوموتیو را شما روشن كنید روی ریل هم هست، چراغ قرمز و ترافیك هم ندارد. وقتی روشن میشود، صاف راه میافتد و میرود، حالا وسط راه قطار و انسانی هم بود میزند و راننده هم كه ندارد، میرود و همه چیز را خراب میكند. اولا به آن شخص میگویند تو غلط كردی آمدی چنین حرفی را زدی و خدا پدرت را درمیآورد. ثانیا به این میگویند این كه این حرف را زده معلوم است كه انسان نامیزانی است. تو چرا دیگر دنبالش را میگیری؟ شاید از دهانش درآمده و شاید عصبانی بوده و شاید یك چیز دیگر میخواسته بگوید، خیلی خب شنیدی تمام شد.

