اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر فراغت قلب بر روی نفس

14528
عنوان بصری
نسخه عربی

تأثیر فراغت قلب بر روی نفس

9
  •  اهمال در این مطالب عذاب الهی بر ما نازل نشود؟ این مسئله باید مورد دقت قرار بگیرد كه غیرت خدا اگر قرار باشد بر این كه بجنبد و صبر خدا لبریز بشود خلاصه دیگر احتمال همه چیز از همه جا می‌رود

  •  عنوان می‌گوید من آمدم در قبال امام صادق علیك‌السّلام قلب خودم را فارغ كردم یعنی خالی كردم كه آن چه را كه حضرت می‌گویند و می‌فرمایند آن كاملًا در مغز من قرار بگیرد كاملًا در ضمیر من و در قلب من جا باز كند و اثر خودش را ببخشد آن اثری كه مترتّب است آن اثر را ببخشد چرا؟ چون كلام، كلامِ امام صادق علیك‌السّلام بود. در مقابل این هم هست‌ها! در مقابل این مطلب دیده شده است افرادی كه در تحت یك شخصیت كاذب قرار می‌گیرند وقتی كه مواجه با او می‌شوند قلب خود را از این طرفی فارغ می‌كنند یعنی هر چه او گفت آن می‌آید و در این قلب می‌نشنید و قلب را متحجّر می‌كند

  •  یادم هست در زمان سابق بعضی از این گویندگان و متكلمّان منحرف، در بعضی از مجالس كه خیلی هم شهرت پیدا كرده بودند و این‌ها، عجیب بود! افرادی كه می‌رفتند پای صحبت این‌ها، به طور كلّی اصلًا سیتستم فكری آن‌ها تغییر پیدا می‌كرد اصلًا نمی‌شود دیگر با این‌ها حرف زد چشم‌های این‌ها حالتشان عوض می‌شد حالت خاص به خود می‌گرفت، طرز صحبت این‌ها عوض می‌شد برخورد اینها با افراد تغییر پیدا می‌كرد

  •  یك وقتی من در یك مجلس افطاری كه بود شركت كرده بودم در همان موقع مرحوم آقا هم در آن جا بودند یكی در همان مجلس بود از اقوام هم بود از اقوام سببی او هم در همان جا حضور داشت من نگاه كردم دیدم چرا اینجوری است؟ البته مدتی بود ما ایشان را ندیده بودیم دیگر در مجالس مرحوم آقا شركت نمی‌كرد همان مجالس روزهای جمعه شركت نمی‌كرد. من نمیدانم چرا چشم‌هایش اینطوری است؟ چرا رنگ صورتش بر افروخته شده؟ چرا حالتش تغییر كرده؟ چرا نگاهی كه به ما می‌كند با سابق فرق میكند؟ من نمی‌دانستم چه خبر است. وقتی كه آن مجلس افطار تمام شد، قرار بود من بمانم، مرحوم آقا حركت كنند و بروند مسجد، من قرار بود بمانم و بعد از یك ربع ده دقیقه بیایم همین كه می‌رفتیم ایشان آهسته به من گفتند كه در این جا توقف نكن و زود بیا به مسجد. ما نشستیم، ایشان رفتند و یك مرتبه یك سوالی پیش آمد و یك سوالی كرد و صحبت شروع شد و یك مرتبه متوجه شدم به‌به ایشان در این مدتی كه در مسجد نمی‌آمد به حضور آن بزرگان می‌رسید و از مطالب آن‌ها استفاده می‌كرد فهمیدم، فهمیدم قضیه از چه قرار است! فهمیدم این تغییر شكل و تغییر حال و حالت جمود و آن حالت سفتی و سختی كه الان در قلبش به وجود آمده مال چیه!