تأثیر فراغت قلب بر روی نفس
5هستند اینها جمود فكری دارند! به به، واقعاً انسان نمیداند به حال اینها بخندد یا گریه كند؟ آدم بعد از یك عمر اینقدر خرفت بشود كه اصلًا بدیهیات را هم بیاید انكار بكند
ویا اینكه میاید از بنیامیه به عنوان مفاخر اسلام یاد میكنند، عالیتر شد! كه اینها آمدند (بنیامیه) با از جان گذشتگیهای خود اسلام را به سراسر دنیا پخش كردند! بله، كشتن امام حسین كه مسئلهای نیست چیزی نیست بیخود كرده اصلًا امام حسین آمده در مقابل یزید اصلًا حق نداشته! كی گفته؟ خوب كرده! پسر پیغمبر را هم كشت خوب كرده! معاویه كه به امام حسن سم داد بله حقش بود! برای چی امام حسن علیكالسّلام آمد با معاویه مخالفت كرد؟ برای چی؟ آن عبدالملك مروان و هشام بن حكم و هشام بن عبدالملك كه آمدند به امام سجاد سم دادند به امام باقر و این حرفها همهی اینها كار خوبی كردند، اینهایی كه آمدند دین پیغمبر را برگرداندند و سالها بر سر منبر امیرالمؤمنین را سب كردند و از جنازههای شیعیان امیرالمؤمنین مناره ساختند، حجاجبن یوسف ثقفی چه كار كرد؟ عبدالملك مروان چه كار كرد؟ این كشتهها را چه كسی انجام داد؟ جنها آمدند انجام دادند؟ از كرات سماوی آمدند روی زمین؟ چه كسانی این كارها را كردند؟ بنیامیه مگر نكرد؟ هان؟ كتب اهل بیت را چه كسی آمد به دست آتش و نابودی سپرد؟ روایات اهل بیت را چه كسی آمد تحریم كرد؟ قتلها و حبسها و تبعیدهایی كه بر اساس نقل روایات اهل بیت (علیهم السلام) بود توسط چه كسانی انجام گرفت؟ حالا شده بنیامیه از افتخارات اسلام!
تازه میگویند ما شیعه هستیم و مسئولین وحدت بین شیعه و سنی، خب اگر این طور است قضیه، واقعاً اگر این طور است كه برای وحدت، انسان بیاید از مسلمّات مكتب خودش دست بردارد خب میرویم با نصاری وحدت پیدا میكنیم ما هم میرویم یك پله بالاتر، اصلًا میگوییم پیغمبر چه كسی بود؟ نخیر! پیغمبر اصلًا بیخود آمد، آمد اختلاف انداخت در جامعه! همین مردم یهودی و نصرانی بودند خوب بود برای چی پیغمبر آمد؟ چرا آمد اختلاف انداخت؟ چرا چنددستگی انداخت؟ چرا اصلًا با یهود و نصاری وحدت پیدا كنیم میرویم با گبر و كمونیستها و ملحدین وحدت پیدا میكنیم هر جا هر جنبندهی دو پایی كه توی خیابون راه رفت او را در اغوش بگیرید هركسی میخواهد باشد! قضیهاین است كه چی؟ ما همه چیز را بگذاریم كنار! وقتی همه چیز برود كنار چرا فقط در اسلام متوقف بشویم؟ در همه چی! چرا؟ رفقا میدانند حكم الامثال فی ما یجوز و فی ما لا یجوز واحد وقتی قرار بر این است كه ملاك این باشد كه ما از مسلمّات دست برداریم برای این كه حریف را به خود نزدیك كنیم خب از همهی مسلمات دست برمیداریم كه دیگر همه با هم آشتی كنیم با همهی دنیا

