
تأثیر فراغت قلب بر روی نفس
تأثیر فراغت قلب بر روی نفس
31و اینها را از مردم میگیرد و من خواستم این را معیوب كنم تا این كه این بلا را از آنها بگردانم بعد ایشان میگفتند به من الهام شد این شكستگی پا كه من پیدا كردم به خاطر این است كه این بلیه از سر من برداشته شود البته نگفتند ایشان كه مسئله چی بوده همین طور به اجمال مطلب را گذرنداند همان طوری كه یك همچنین مطالبی هم برای انسان پیدا میشود و انسان ظاهر امر را تألم خیال میكند و ناراحتی خیال می كند در حالی كه مطلب به این كیفیت نیست مسئله به نحو دیگر است
این مطلب مطلبی است كه انسان باید رویش خیلی دقت كند كه چطور وقتی كه وجود خودش را و قلب خودش را میخواهد در آن مسیر و صراطی قرار بدهد كه رضای الهی باشد در آن موقعیت قلب او میشود قلب محكم،
محكم یعنی قلبی كه دارای استحكام است در آن موقعیت خودش ثابت است لغزش ندارد لغزش ندارد محكم مانند یك سنگ كه روی زمین استقرار پیدا میكند در همان جا هم میایستد اگر رفیقش آمد چیزی به او گفت تكان نمیخورد وقتی یك سنگ چند تنی را شما بگذارید كی میتواند تكان دهد؟ كدام بادی میتواند این سنگ را جابجا كند
بعضی از این سنگها خیلی دارای وزن است خیلی دارای وزن است سنگهایی كه میآوردند در این عمارتها، در این كاخها قرار میدادند، من یك وقت در یك جایی بودم روی بعضی از اینها نوشته شده بود ٦٠٠ تن، یك سنگ ٦٠٠ تن وزنش بوده و در یك مكعبی بود و اینها، خب حالا فرض كنیم یك سنگی در این جا بیایند قرار بدهند كسی میتواند حركتش بدهد؟ یك نفر بیاید این را یك چیزی درِ گوشش بگوید این سنگ را بفرستد دو متر آن طرف تر؟ نه! اگر جامعه در یك جریانی قرار بگیرد و بخواهد بر یك طرف برود آیا این میتواند تكان بخورد؟ نه! چرا؟ چون قلبش محكم است حرف به یك نحو زده میشود اما قلب او به سمت دیگر میرود، سر جایش میایستد شایعات میآید، این طور میخواهد بشود، ایستاده محكم! هر چی میخواهد بیاید، ١٠ برابرش هم بیاید، فایده ندارد. چی میشه؟ قلبش محكم است. خودش را به خدا بسپارد خودش را به خدا بسپارد خدا هم در قلب او قرار میدهد
