تأثیر فراغت قلب بر روی نفس
1أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
در مجلس گذشته خدمت رفقا عرض شد كه پس از اینكه امام صادق علیكالسّلام مطالبی را به عنوان بصری فرمودند به درخواست عنوان، مطالب جدیدی را اضافه كردند و فرمودند كه من تو را به نُه چیز توصیه میكنم و به این نُه چیز باید كاملًا عمل كنی و ترتیب اثر بدهی كه این نُه چیز وصیت من است به كسانی كه میخواهند راه خدا را بروند این كلام امام صادق علیكالسّلام،
عنوان میگوید من قلب خودم را خالی كردم و فارغ كردم و از خطورات بیرون آمدم و تخیلات و توهمات را كنار گذاشتم و پیشفرضها را به كناری نهادم اینها را خوب ما داریم اضافه میكنیم معنای فرغت قلبی همین چیزهایی است كه عرض میشود مخصوصاً مسئله پیشفرض كه بسیار مسئله مهمی است چرا من این كارها را كردم؟ چرا؟ چون در خدمت امام صادق علیكالسّلام نشستم مگر كسی میتواند در خدمت امام بنشیند و با خودش پیشفرض هم داشته باشد؟ در خودش ذهنیتی نسبت به مطالب داشته باشد؟ در خودش جایی برای تخیلات و توهمات خودش باز كرده باشد؟ معنا ندارد این متناقض با هدف و قصد و مقصودش میباشد، راجع به این مسئله خدمت رفقا مطالبی عرض شد
و به نظر میرسد كه صحبت به این جا رسید كه انسان در مواجههی با حق و با مطالب اولیاء دین نه با هركسی و هر آوازی! نه، در مواجههی با اولیاء دین و كلمات حق باید قلب خود را همیشه فارغ كنند اگر فارغ نكرد اگر قلب خودش را خالی نكرد اگر یك احساس نگرانی در دل خودش باقی گذاشت اگر ذهنیاتی در دل خودش نگه داشت كه اگر مطلب این طور باشد خوب است اگر این طور نباشد بنشینم برایش جوبی پیدا كنم بنشینم برایش یك مطلبی این طرف وآن طرف دست و پا كنم بنشینم برای كاری كه انجام دادم، برای آن كار یك محملی قرار بدهم تا بتوانم تا حدودی خود را تبرئه كنم اگر این طور باشد شیطان از همان جا وارد میشود و حسابش را میرسد،

