
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقی و دریافت مطالب اولیاء خدا
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقی و دریافت مطالب اولیاء خدا
25وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ وقتی علم نداری حركت نكن. این دستگاه وقتی نمیدانی از نظر ایمنی، ایمن است یا نه؟ كلید را نزن! یكدفعه میبینی آمد و دستت را قطع كرد، بگویی كه حالا من به فلان كارگر گفته بودم این را درست كن و لابد او هم درست كرده است. نه آقا، شاید درست نكرده باشد، یادش رفته است، شاید رفته ناهارش را بخورد، نرو كلید را بزن. امتحان كن، بپرس، وقتی كه مطمئن شدی كه این توسط تكنسین درست شد، اشكال ندارد، حالا راهش بیانداز.
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ در ارتباط با افراد بر صرف حدس و گمان و من به این گفتم حتماً او به او گفته و این نمیدانم انجام شده یا نه؟ نه! برو ببین وقتی كه درست بود، آن موقع ترتیب اثر بده، تا تبعات برایت پیش نیاید، این آخ را كه میخواهی بگویی، همان اول بگو: آخ خوب بود این كار را می كردم، آخ خوب بود چند لحظه تأمل می كردم، آخ خوب بود این را از این می پرسیدم، یك تفحصی می كردم، این میشود چی؟ این می شود محكمات، وقتی شد محكمات، می شود «ام»، زندگی باید بر اساس این محكمات باشد، حالا اگر زندگی مان را بر اساس این آیه قرار دهیم آن وقت با وضعیت فعلی ما تغییر نمیكند؟ با موقعیت ما تغییر نمیكند؟ با آن وضعیتی كه در آن هستیم دیگر فرقی نمیكند؟ اگر قرار باشد هر چیزی را بر اساس علم قرار بدهیم، بر اساس یقین قرار دهیم، شایعات را كنار بگذاریم متابعت با مردم را كنار بگذاریم، دنبال اشاعات رفتن را كنار بگذاریم، دنبال اینكه هر مطلب را هر جا شعار نوشتند كنار بگذاریم، خودمان برویم تحقیق بكنیم و به یقین برسیم و بر اساس یقین، اگر قرار باشد بنا بگذاریم هر روز از صبح این آیه را «ام» قرار بدهیم در ارتباطات خودمان، آنوقت چه خواهد شد؟ این میشود چی؟ میشود محكمات، این محكمات، هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ این تا حدودی.
