اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حیات علمی و عرفانی مرحوم علامه طهرانی

14٬782
عنوان بصری

لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1افرادي كه با تخيّلات و پيش‌فرض‌ سؤالي مي‌كنند راه به جائي نمي‌برند. 2كه ذهنيّت و پیش فرض های انسان نباید مانع فهم حقّ و حقيقت گردد. 3بسياري از حوادث عاشورا از زبان دشمنان نقل شده است. 4در عصر حاضر كسي بالاتر از علامّه طهراني نبوده است. 5 مروّجين ولايت تخیلی بوئي از ولايت نبرده‌اند. 6تشريح زندگي علمي وعرفاني حضرت علاّمه طهراني 7پشت كار و همّت والا و بي‌نظير علاّمه طهراني قدّس اللَه نفسه. 8علاّمه طهراني هفت سال تحت تربيت علاّمه طباطبائي بوده‌اند. 9علاّمه طهراني: «ملائكه در ميان خود بي‌وضو اسم اين مرد «علاّمه طباطبائي» را نمي‌برند. 10استفادۀ خصوصي علاّمه طهراني از علاّمه طباطبائي علاوه بر دروس رسمي حوزه 11علاّمه طهراني تمام علوم علاّمه طباطبائي را از ايشان گرفت. 12آشنايي علاّمه طهراني با مرحوم حدّاد فصل جديدي از عرفان را بروي ايشان گشود. 13مدّت استفادۀ علاّمه طهراني از مرحوم حدّاد چهارده‌ سال بطول انجاميد. 14خرده‌گيري بعضي از مرحوم علاّمه طهرانی ناشي از جهالت آنان است. 15علاّمه طهراني اوّلين شخصيّت علمي در نزد بزرگ‌ترين علماء نجف به حساب مي‌آمد. 16كلمه به كلمۀ تعريف و تمجيد علاّمه طهراني از مرحوم حدّاد بر أساس علم و حكمت است. 17علاّمه طهراني پس از بيست و هشت سال زانو زدن در مقابل استاد از او سخني مي‌گويد. 18عبارت اعجاب‌انگيز علاّمه طهراني دربارۀ آقا حدّاد به يكي از ارادتمندان ايشان. 19با مكاشفات صوريه و خواب‌هاي ساختگي نمي‌توان وليّ خدا را تعيين و معرّفي نمود. 20تمام عظمت مرحوم علاّمه طهرانی در اين بود كه قلب خود را براي شنيدن حقّ فارغ كرده بود. 21بعضي سالكان توقّع برخورد استاد را ندارند. 22اولياء خدا با شاگردان در گرفتن نفسانيّات آنها مدارا مي‌كنند. 23بعضي از شاگردان در مواقع حسّاس از زير بار نهي استاد شانه خالي مي‌كنند. 24سلوك رفض تعيّنات و زير پا نهادن انانيّت و شخصيّت و استكبار است. 25استاد پيوسته به مطالب ضربه‌پذير توجّه مي‌كند.

بررسی حیات علمی و عرفانی مرحوم علامه طهرانی

توضیحات:

لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1افرادي كه با تخيّلات و پيش‌فرض‌ سؤالي مي‌كنند راه به جائي نمي‌برند. 2كه ذهنيّت و پیش فرض های انسان نباید مانع فهم حقّ و حقيقت گردد. 3بسياري از حوادث عاشورا از زبان دشمنان نقل شده است. 4در عصر حاضر كسي بالاتر از علامّه طهراني نبوده است. 5 مروّجين ولايت تخیلی بوئي از ولايت نبرده‌اند. 6تشريح زندگي علمي وعرفاني حضرت علاّمه طهراني 7پشت كار و همّت والا و بي‌نظير علاّمه طهراني قدّس اللَه نفسه. 8علاّمه طهراني هفت سال تحت تربيت علاّمه طباطبائي بوده‌اند. 9علاّمه طهراني: «ملائكه در ميان خود بي‌وضو اسم اين مرد «علاّمه طباطبائي» را نمي‌برند. 10استفادۀ خصوصي علاّمه طهراني از علاّمه طباطبائي علاوه بر دروس رسمي حوزه 11علاّمه طهراني تمام علوم علاّمه طباطبائي را از ايشان گرفت. 12آشنايي علاّمه طهراني با مرحوم حدّاد فصل جديدي از عرفان را بروي ايشان گشود. 13مدّت استفادۀ علاّمه طهراني از مرحوم حدّاد چهارده‌ سال بطول انجاميد. 14خرده‌گيري بعضي از مرحوم علاّمه طهرانی ناشي از جهالت آنان است. 15علاّمه طهراني اوّلين شخصيّت علمي در نزد بزرگ‌ترين علماء نجف به حساب مي‌آمد. 16كلمه به كلمۀ تعريف و تمجيد علاّمه طهراني از مرحوم حدّاد بر أساس علم و حكمت است. 17علاّمه طهراني پس از بيست و هشت سال زانو زدن در مقابل استاد از او سخني مي‌گويد. 18عبارت اعجاب‌انگيز علاّمه طهراني دربارۀ آقا حدّاد به يكي از ارادتمندان ايشان. 19با مكاشفات صوريه و خواب‌هاي ساختگي نمي‌توان وليّ خدا را تعيين و معرّفي نمود. 20تمام عظمت مرحوم علاّمه طهرانی در اين بود كه قلب خود را براي شنيدن حقّ فارغ كرده بود. 21بعضي سالكان توقّع برخورد استاد را ندارند. 22اولياء خدا با شاگردان در گرفتن نفسانيّات آنها مدارا مي‌كنند. 23بعضي از شاگردان در مواقع حسّاس از زير بار نهي استاد شانه خالي مي‌كنند. 24سلوك رفض تعيّنات و زير پا نهادن انانيّت و شخصيّت و استكبار است. 25استاد پيوسته به مطالب ضربه‌پذير توجّه مي‌كند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

بررسی حیات علمی و عرفانی مرحوم علامه طهرانی

17
  • اولًا بنده نسبت به آنچه كه دارم دیگر یقین دارم و اگر قرار بود عوض بشود تا به حال عوض شده بود دیگر، چون همه جور و به هر قسمی و تا به حال هم ما مطلبی را نشنیدیم و اگر مطلب خلافی هم شنیدیم متوجه شدیم كه برداشت آن شخص از این مسئله برداشت او باطل بوده، این مبرهن و درست. و خود ما برای مطلب جایگاه خاص خودش را قائل هستیم. امّا اگر قرار باشد بر اینكه انسان این‌طور در قبال حوادث و وقایع ناتوان باشد و اظهار عجز كند این همان كسی است كه قلب خودش را فارغ نكرده، نگه داشته. از این شخص حكایت نقل بكن ولی حكایت‌هایی كه افكار خود من را تثبیت بكند آنها را می‌شنوم! شما از این شخص مطلب نقل بكن ولی در همان محدوده‌ای كه من را در آن موقعیت گذشته متزلزل نكند! چه فایده؟ انبیاء برای چه آمده‌اند؟ انبیاء آمدند كه تمام افكار قبلی را همه را بلدوزر بیندازند و الّا اگر می‌آمدند آنها بر همان اساس، كسی كارشان نداشت. آقا بُت پرستی بكنید ده‌تا بُت دیگر هم در كعبه بگذارید خدا پدرت را هم بیامرزد كه آمدی ... فرض كنید هر كاری دلتان می‌خواهد بكنید: زنا بكنید تجارت بكنید، ریاست بكنید، مكه را به دست بگیرید، مسائل در دست شما باشد و ... می‌گویند: عجب آدم خوبی است اینكه آمده، چه وحی‌های خوبی دارد به او می‌شود ای كاش همیشه وحی‌ها و مسائل از این قبیل بود! فرض كنید دنیاتان برایتان باشد ثروتتان برایتان باشد و رفت و آمدها همه برایتان باشد، می‌گویند: چه آدم خوبی است. همین كه می‌آید اول این بُت را باید بیندازید ای داد بیداد!! عجب! تمام ذهنیات دارد می‌ریزد، تمام آنچه كه قلب بر او انس گرفته و ساختمان صد و ده طبقه بر آن پایه ساخته همه آنها دارد ... اصلًا این پیغمبر آمده نه اینكه تیشه انداخته آن بالا، بُمب‌بزنند ساختمان بیاید پایین. نه پیغمبر آمده دارد زلزله ایجاد می‌كند پی را دارد اصلًا متزلزل می‌شود، وقتی متزلزل شد دارد تمام صد و ده طبقه می‌آید پایین، همه از بین می‌رود. این آمده دارد این كار را می‌كند. این می‌آید با آن مقدار از ناخالصی در قلب در تعارض قرار می‌گیرد در مقام برمی‌آید، این آمده شروع می‌كند: این آمده خدایان ما را مسخره می‌كند این آمده برخلاف عرف و سیره عقلائیه دارد عمل می‌كند! این اصلًا كی است درآمده در مكه این مطالب را دارد می‌آید بگوید! این آمده اصلًا مسائل خویشاوندی را همه را زیر پا گذاشته، ارتباطات را زیر پا گذاشته، می‌گوید بین بنده و بین غلام و بین مولا هیچ فرقی نیست! مگر می‌شود؟ آخر مگر می‌شود انسان بین خدمتكار و صاحب‌خانه فرق نگذارد در خانه؟! همین الان مگر شما نمی‌گویید شما را عرض نمی‌كنم یعنی جامعه، مگر جامعه این حرف را نمی‌زند، همین جامعه‌ای كه الان ما در همین ایران زندگی می‌كنیم چه می‌گوید؟ آیا سر سفره‌ای كه در خانه می‌اندازند خدمتكار هم می‌آید می‌نشیند؟ یا نه به او غذا می‌دهند می‌گویند برو تو یك اتاق دیگری غذا بخور. در همین جامعه‌ای كه ما زندگی می‌كنیم. اگر بخواهند یك افطاری بدهند، رفقا و دوستان مگر افراد خودشان را تقسیم بندی نمی‌كنند، افرادی كه در این موقعیت باشند در این اتاق بنشینند افرادی كه در آن موقعیت هستند در یك اتاق دیگر بنشینند.

/ 0