بررسی حیات علمی و عرفانی مرحوم علامه طهرانی
3جلسه بعد افتاد تتمهاش در آنجا كه چگونه همه ما به این درد و به این بلای دنیا و آخرتسوز مبتلا هستیم، همه مبتلا هستیم. درصد دارد، كم و زیاد دارد.
وقتی انسان با یك نفر صحبت میكند پیداست كه آن شخص واقعاً دنبال این است كه ... ولو اینكه، هر كسی میآید با انسان حرف میزند یا خود انسان، بالاخره یك پیش فرضهایی دارد، بالاخره ما كه همینطور از شكم مادر در نیامدیم و در یك مجلس حضور پیدا كنیم نه! سالیانی برای ما گذشته، اندوختههای ذهنی در طول این مسیر برای ما كسب شده و ذهنیت ما را تشكیل داده، افكاری را تشكیل داده. ما با اشخاص مختلفی در طول این سالیان دراز برخورد كردهایم و از ارتباط با آنها و حرفهای متفاوت و كلمات مختلف، مسائل مختلفی در ذهن برای ما پیدا شده است.
همین الان من یك سؤالی را مطرح میكنم و این سؤال را در كاغذها به تعداد رفقایی كه در اینجا هستند میدهیم میگوییم رفقا هرچه به ذهنشان میرسد راجع به این قضیه پاسخ بدهند. همه مینویسند، هیچ كسی نمیگوید آقا من بلد نیستم. میگویید؟ نه! اینكه مینویسید از كجا آمده؟ بعضیها دو خط مینویسند، بعضیها پنج خط مینویسند، بعضیها یك صفحه شرح میدهند، بعضیها دو صفحه شرح میدهند، بعضیها اینقدر مینویسند كه آدم خوابش میبرد بخواند. گاهی اوقات برای ما نامه میدهند من میبینم ظاهراً این نامه كِشیمَنی فرستاده شده! من میگذارم روی میزم، میگویم آخر من كی این را بخوانم! آخر خدا خیرت بده برداشتی مثل اینكه از اول تاریخ آدم و حوّا شروع كردی برای من توضیح دادن! بابا من یك مقداریاش را میدانم، تاریخ خواندم و خبر دارم چه خبر است. بس است دیگر تو دو خط هم میشود گفت. یك صفحه دو صفحه سه صفحه چهار صفحه پنچ صفحه آن هم صفحههای اینقدری آن هم چه! ریز، باید ذرهبین بگذاریم ببینیم اینكه چی گفته. دیگر هر كسی با خدای خودش حال و هوای دارد، دیگر ما اطلاع نداریم شاید حق با آنها باشد.

