بررسی حیات علمی و عرفانی مرحوم علامه طهرانی
8گفتم حالا به شما بگویم؟ گفتم: مرحوم پدر ما از نظر هوش و استعداد در بین اقران خود مشارٌ بالبنان و ضربالمثل بود؛ یعنی هر كس را میخواستند بگویند كه فلانی حافظهاش چقدر هست میگفتند حافظهات هرچه هست به پای آسید محمدحسین نمیرسد. هر كسی را كه میخواستند در آن موقع بگویند كه از نظر هوش و حدّت ذهن به چه نحوی هست، میگویند كه اگر هوشی در طلاب و فضلاء باشد فقط برای آسید محمدحسین است. آن زمانی كه ایشان در قم رفته بودند برای تحصیل و خودشان مطالبی نقل میكردند از مسائل و اتفاقاتی كه برایشان اتفاق افتاده بود یك همچنین هوشی و یك همچنین حافظهای، با همتی كه فقط منحصر به خودشان بود و آن همت موجب شد كه ایشان پنج سال بعد از رفتن به قم اجازه اجتهاد بگیرند. آن همت و آن درس و آن تحصیل و مطالعات شب تا اذان صبح به نحوی كه در بین اقران خود اینكه من گفتم واقعاً مسئله اینطور بود، واقعاً مشار بالبنان بودند یك همچنین همتی به اضافه ادراكات قلبی، آن مسئله عجیب و حیاتی، كه از میان این همه افراد تنها كسی كه به مرحوم علامه طباطبایی گرایش پیدا كرد و از ایشان سال دوم ورود در قم دستور سلوكی و ذكر گرفت، ایشان (مرحوم آقا) بودهاند. دستور سلوكی و ذكر گرفت و

