اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حیات علمی و عرفانی مرحوم علامه طهرانی

14284
عنوان بصری

بررسی حیات علمی و عرفانی مرحوم علامه طهرانی

25
  •  داشته و از خصوصیات او مطّلع بوده و حتّی از مطالبی كه دیگران اطلاع نداشتند او خبر داشته. شروع می‌كند یك قضیه برای او نقل كردن كه من در فلان‌جا بودم و این قضیه اتفاق افتاد. یك مرتبه رنگش پرید، آمد قضیه دوم را بیان كرد كه در فلان‌جا و قضیه همه درست بود دروغ هم نگفته بود. مسئله‌ای بود كه با چشم خودش دیده و در كنارش بوده و مشاهده كرده مطلبی نقل شده بین‌شان هرچه بوده من اطلاع ندارم نقل كرده، تا آمد قضیه سوم را بگوید گفت نگو نگو نگو نگو. چرا؟ نگو، چون من در ذهن خودم تصویری كشیده‌ام از این شخص كه اگر این مطالب را تو بخواهی به من بگویی كلّ آن تصویر درهم خواهد ریخت و تمام آنها از بین خواهد رفت و من دیگر نمی‌توانم به جای آن تصویر، تصویر دیگری را بیاورم. ای وای، یعنی چی؟ یعنی من نمی‌توانم در قبال تحلیل قضایای واقعیه توانمند بمانم، من ناتوانم. ناتوانی پس تكلیف بقیه چه می‌شود؟ تكلیف افراد دیگر چه می‌شود؟ تكلیف آن صحبت‌ها چه می‌شود؟ تكلیف آنهایی كه به حرف جنابعالی گوش داده‌اند چه می‌شود؟

  •  تو كه خودت الان این مطلب را داری اقرار می‌كنی، آیا این برای تو مسئولیتی نمی‌آورد كه بروی در خودت یك گردشی بكنی و در كارهای خودت تفحص كنی و مطالب را از نو نگاه كنی؟! الان بیایند به من بگویند فلانی بگوید آقا بنده با پدر شما بودم یك همچین مطلبی را شنیده‌ام. بیا بگو، دومی سومی صدمی هر كس بیاید بگوید هر كی هرچه دیده شنیده، هر كی به هر نحوی چه مثبت و چه منفی همه را بیاید بگوید.

  •  اولًا بنده نسبت به آنچه كه دارم دیگر یقین دارم و اگر قرار بود عوض بشود تا به حال عوض شده بود دیگر، چون همه جور و به هر قسمی و تا به حال هم ما مطلبی را نشنیدیم و اگر مطلب خلافی هم شنیدیم متوجه شدیم كه برداشت آن شخص از این مسئله برداشت او باطل بوده، این مبرهن و درست. و خود ما برای مطلب جایگاه خاص خودش را قائل هستیم. امّا اگر قرار باشد بر اینكه انسان این‌طور در قبال حوادث و وقایع ناتوان باشد و اظهار عجز كند این همان كسی است كه قلب خودش را فارغ نكرده، نگه داشته. از این شخص حكایت نقل بكن ولی حكایت‌هایی كه افكار خود من را تثبیت بكند آنها را می‌شنوم! شما از این شخص مطلب نقل بكن ولی در همان محدوده‌ای كه من را در آن موقعیت گذشته متزلزل نكند! چه فایده؟ انبیاء برای چه آمده‌اند؟ انبیاء آمدند كه تمام افكار قبلی را همه را بلدوزر بیندازند و الّا اگر می‌آمدند آنها بر همان اساس، كسی كارشان نداشت. آقا بُت پرستی بكنید ده‌تا بُت دیگر هم در كعبه بگذارید خدا پدرت را هم بیامرزد كه آمدی ... فرض كنید هر كاری دلتان می‌خواهد بكنید: زنا بكنید تجارت بكنید، ریاست بكنید، مكه را به دست بگیرید، مسائل در دست شما باشد و ... می‌گویند: عجب آدم خوبی است اینكه آمده، چه وحی‌های خوبی دارد به او می‌شود ای كاش همیشه وحی‌ها و مسائل از این قبیل بود! فرض كنید دنیاتان برایتان باشد ثروتتان برایتان باشد و رفت و آمدها همه برایتان باشد، می‌گویند: چه آدم خوبی است. همین كه می‌آید اول این بُت را باید بیندازید ای داد بیداد!! عجب! تمام ذهنیات دارد می‌ریزد، تمام آنچه كه قلب بر او انس گرفته و ساختمان صد و ده طبقه بر آن پایه ساخته همه آنها دارد ... اصلًا این پیغمبر آمده نه اینكه تیشه انداخته آن بالا، بُمب‌