
بررسی حیات علمی و عرفانی مرحوم علامه طهرانی
بررسی حیات علمی و عرفانی مرحوم علامه طهرانی
21خویی گفتند كه این مسیری كه ما داریم این مسیر همینطوری نیست حساب شده و كتاب شده است و شما میدانید كه بنده قویترین شاگرد درس شما هستم، و زمان خودم را به مسائلی كه دیگران دارند میگذرانند و شب بیداریهایی كه دارند میكنند به خوردن چایی و قهوه و حرف و نقل و تهمت و غیبت و همه جا، خودتان میدانید كه من مطالبم را نمیگذرانم، زمان را من به اینها نمیگذرانم، من دقیقه دقیقه اوقاتم رویش حساب است و از آن گذشته، شما بفرمایید ما هر دو طلبه هستیم و هر دو اهل علم هستیم در هر مسئلهای به اختیار خودتان، به اختیار خودتان میآییم یك هفته مهلت، شما میروید تحقیق میكنید ما میرویم تحقیق میكنیم، بعد از یك هفته میآییم مباحثه میكنیم تا بدانید من بر شما غلبه میكنم یا شما بر من غلبه میكنید؟ خیلی رُك و روشن.
این مسئلهای بود كه بنده بارها و بارها از ایشان شنیده بودم و متعدد فرموده بودند. در یك جلسهای كه رفته بودیم منزل مرحوم آقای مطهری برای افطاری، ایشان این مطلب را گفته بودند و بعضی دیگر هم بودند در یك مجلسی كه چندتا از رفقا بودند. در یك جلسه عصر جمعه كه حدود سی نفر آمده بودند از شهرستانهای مختلف هم آمده بودند بنده نوشتم. ما این را نوشتیم یك دفعه دیدیم اعتراض بلند شد از این طرف آقا چرا شما این حكایت را نقل كردید؟ آقا این بیاحترامی است! این كجایش بیاحترامی است؟ یكی میگفت: آقا ایشان پانصد نفر شاگرد در طهران دارد این مطلب شما ... گفتم حالا پنج هزارتا داشته باشند، پنجاه هزارتا داشته باشند. آقا برمیخورد، برخوردن ندارد، چطور برعكسش بردارند در كتاب بنویسند كه این آقای آسید محمدحسین آمده خلاف گفته و آمده ببینید كه چه حرفهایی زده و به آقای انصاری چه تعبیرهایی آورده و یا اینكه مطالب ایشان ... همین افرادی كه صاحب رساله هستند! همینها، در مجله در تنقید روح مجرد ببینید چه مطالب و خُزعبلاتی آمدند و به عربی گفتند و خودشان برای ایران نبودند معلوم نبود مال كجا بودند. آن موقع. آنها اشكالی ندارد، از كسی سر و صدا بلند نمیشود، كسی از همین آقایان نمیآید انتقاد كند كه چرا آمدی این حرفها را زدید؟ آن مسائلی را كه آمده مطرح كرده و حتی وقتیكه ما برای پاسخگویی به آنها مقاله تهیه میكنیم كه به تعهّد خودشان باید در آن مجله چاپ كنند استنكاف میكنند و عمل نمیكنند! اینها هیچ اشكالی ندارد، اما نوشتن یك حكایت كه ما میآییم راجع به یك روایت یك حكم شرعی ادله را ببیند، مدارك را ما میبینیم و بعد میآییم بحث میكنیم ببینیم شما غلبه میكنید یا ما غلبه میكنیم، این اشكال دارد؟ این اهانت شد؟ كجاش اهانت است؟ كجاش اهانت است؟ هان.
