
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
29ما آن یك در هزار را هم از قلبت بیرون آوردیم، تمام دربست مال خودت همهاش. ما در عالم غنا نیازی به یك در هزار تو هم نداریم نهصد و نود و نه تاش مال تو بود این یكی را هم به تو بخشیدیم و حالا هزار تا دربست مال تو. دستور دوم میآیند میگویند برو آن كار را بكن. میگوید نمیكنم تمام، خسرالدنیا. انشاءاللَه خدا از تقصیرات همه بگذرد. بعد هم از دنیا رفت حالا انشاءاللَه خدا بگذرد. دیگر بالاخره انسان باید همیشه برای افراد طلب مغفرت بكند، نباید به دعای سوء از اموات و اینها یاد بكند. ولی اینها درسهای عبرتی است برای ما كه چه نحوه باشیم.
«عنوان» میگوید من قلب خودم را فارغ كردم. آن مقداری كه انسان قلب را فارغ میكند همان مقدار است كه قابلیت دارد برای اینكه فیض برسد، همان مقدار!
یك روایت عجیبی از حضرت زهرا سلام اللَه علیها نقل شده است كه میفرمایند: مَن أَصعَدَ إِلَی اللَه خالِصَ عِبادَتِهِ أَهبَطَ اللَه إِلَیهِ أَفضَلَ مَصلَحَتِهِ1 بندهای عمل خودش را برای خدا خالص نمیكند مگر اینكه خدا به همان میزان، آن مصلحتی است كه برای اوست برای او میفرستد. یعنی به هر اندازه برای خدا عمل خود را خالص كردیم، به همان میزان خدا مصلحتی برای ما، زندگی ما، حیات ما است، در اختیار ما قرار میدهد.
این نتیجه تفریغ است. انسان باید تفریغ داشته باشد؛ قلب خودش را پاك كند. یك وقتی یك شخصی میرود در جایی میگوید آقا فلان جا هیئت است، فلان شخص صحبت میكند. دارد راه میرود میگوید برویم ببینیم چه میگوید. این یك قسم آمدن است. میآید میبیند یك شخصی صحبت میكند. یك مطالبی میگوید و بعد بلند میشود میرود. یك شخص دیگر میگوید: این آقا حرفهای خوبی میزند برویم استفاده بكنیم و ببینیم. این قضایایی كه دارم صحبت میكنم جریاناتش همه در زمان سابق ما مشاهده میكردیم، در بین افراد همه جور بودند، همه قسم بودند نه، امروز مطالب خوبی بود و چه بود، مسائل خوبی مطرح شد. یك كسی میآید و میگوید باید خودم را آماده كنم، ذهن خودم را آماده كنم، وضعیت خودم را آماده كنم برای اینكه آن مطالبی را كه هست آن مطالب را درك كنم. از چند ساعت قبل دنبال مسئله است، ارتباطات خودش را قطع میكند، استراحت میكند، نمیگذارد كسی با او تماس بگیرد، صحبتی بكند، خاطرهای، خطوری اینها ذهن او را بگیرد. بعد میآید آنجا مینشیند و به آن میزانی كه در این مقام برآمده از آن مجلس فیض میبرد.
- بحار الانوار، ج ٧١، ص ١٨٤
