
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
31یاد دارم این بود تا آنجایی كه در مجالس و محافلی كه در خدمت بزرگان بنده بودم، چه استاد ایشان و یا حتی استاد قبلی ایشان و ارتباط ایشان را میدیدم در تمام احوال این تفریغ قلب را من از ایشان مشاهده میكردم در خیلی از اوقات. من در سن طفولیت بودم حدود پنج شش سالگی بوده كه آن استادشان به رحمت خدا رفتند. ولی در سایر جلسات كه چه به ایران تشریف آورده بودند و یا ما مُشرَّف میشدیم به عتبات، وقتی در مجالس ایشان را میدیدم هیچگاه نشد ببینم كه اساتید ایشان دارند صحبت میكنند و ایشان تمام حواسش متوجه نیست، به طوری كه اگر یك كسی یك كاری میكرد ایشان نمیفهمیدند. اگر در كنار ایشان كاری انجام میشد ایشان متوجه نمیشدند. در حالی كه در كنار ایشان بقیه شاگردان، الان هم بعضیها از افراد همان زمان كه حیات دارند، بودند افرادی كه سیگار میكشیدند میزدند روی آن ظرفی كه آنجا بود یا اینكه تسبیح در میآوردند. گوش میدادند ولی تمام حواسشان متوجه نبود. چیست؟ آن میزانی كه نسبت به این مرد بزرگ، انسان مایه میگذارد و ذهن خودش را فارغ میكند آن میزان فیض میبرد. نتیجهاش چیست؟ نتیجهاش كه او، او میشود و بقیه، بقیه میشود. این نتیجه آن كیفیتی است كه انسان در قبال با مطلب حق باید در نظر بگیرد.
مسئلهای كه من در نظر داشتم خدمت رفقا بگویم راجع به مقدمهاش یك مقداری تطویل شد، اما به نظر میرسد كه به آن مسئله مهمتر و مسئله اساسی كه این مقدمه را برای او گفتیم فرصت نباشد. هوا هم هوایی است كه طبعاً مناسب با صحبت و اینها نیست و از این نقطه نظر آن مطلب مربوط به مسئله محكم و متشابه است كه چگونه انسان در مرام خودش و در رفتار خودش به محكمات عمل كند و از متشابهات و آنچه كه دچار شبهه است از او فاصله بگیرد.
