اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم پاک‌سازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق

14962
عنوان بصری

لزوم پاک‌سازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق

25
  •  خودم دیدم كه در مجلسی ایشان به دو نفر گفتند از مجلس بروید بیرون تا بقیه را خراب نكنید و ایشان بیرون كردند و باران هم می‌آمد و گفتند بروید بیرون كارتان را درست بكنید. حالا آن شخص دستور صریح است دستور دادند آقا ما باید اطاعت كنیم. وجدان می‌آید در اینجا شروع می‌كند از یك طرف نهیب می‌زند استاد است، ولی خدا است، دستور داده باید اطاعت كنی. این وجدان از این طرف هنوز یك مقدار وجدان هست این‌طور نیست كه بگوید ولش كن برای عمه‌اش گفته است. می‌گفتن! این اواخر این‌جور هم می‌گفتند! برای خودش گفته! نه هنوز قضیه به آنجا نرسیده است. خدا انسان را حفظ كند! هنوز مسئله به آنجا نرسیده است، یك مقداری وجدان هنوز وجود دارد، یك مقداری هنوز در نفس جنود الرحمان وجود دارند، خارج نشدند. ملائكه هنوز یك مقداری در نفس هستند. می‌گوید باید دستور استاد را انجام بدهی از آن طرف نگاه می‌كند من بلند بشوم بروم پیش این؟ این باید بیاید پیش من. در قبال این جنود شیطان می‌آیند، شروع می‌كند وسوسه كردن. آقا گفته است برای اینكه اطاعت كرده باشیم می‌رویم پیشش، گفتند، باید یك جوری انجام بدهیم، برویم پشش. كارهایی كه با هم انجام دادند، صحبت‌هایی كه با هم كردند می‌آید در ذهن رژه می‌رود. در آن مجلس فلان حرف را به من زد، در آن مجلس به من بی‌احترامی كرد، در آن مجلس آبروی مرا ریخت، در آن مجلس چه كرد، بابا بگذار كنار دیگر، وقتی می‌گویند برو با این قهر را كنار بگذار، یعنی الان متولد شدی او هم الان متولد شده است. سلام علیكم به به رفیق بیا كجایی كه دلم برات یك ذره شده است. ها دیگر كنار بگذار. نه یكی یكی ...

  •  شیطان چه كار می‌خواهد بكند؟ می‌خواهد مقابله كند. شیطان می‌آید با دستور استاد مقابله می‌كند؛ چون قرار بر این است كه نگذارد هر كسی برود آن بالا، شروع می‌كند ... یادت است در فلان مجلس چه گفت؟! سرش را تكان می‌دهد ای داد و بیداد. حالا آقا را چه كار بكنیم. حالا اگر رفتی مشهد آقا از تو سؤال كردند چه كار كردی؟ بتوانیم یك جوابی داشته باشیم، اگر بگوییم نرفتیم. آقا می‌گویند چرا؟ یا سرش را می‌آورد پایین و یك اخمی می‌كند. یعنی مسئله انجام نگرفته است. باید یك جوابی برای استاد ... بنده خدا! از این افكارت خبر دارد بیچاره بدبخت، چه می‌گویی؟! چه جوابی؟! این حرف‌ها چیست؟! چه مشهدی؟! چه رفتنی؟! چه درست كردنی؟! ما خطور در ذهنمان شب می‌كردیم فردا می‌رفتیم جلو آقا با یك كلمه می‌گفتند دیشب فلان خطور در كله‌ات پیدا شده. جلوی كه می‌خواهی ملق بزنی؟ كه را می‌خواهی دور بزنی؟ هان؟