
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
11اللَه شما كه از زید این مقامات را نقل میكنید و معترف هستید و اینقدر برای شهادتش گریه كردید چرا منعش نكردید؟ حضرت فرمودند: ترسیدم منع كنم و او نپذیرد و مخالفت صریح با امام زمان خود را كرده باشد.
ببینید، امام میآید با زید در همان مرتبه برخورد میكند. صحبتها را میكند، حرفها را با او میزند، اتمام حجت میكند كه زید آیا موقعیت اقتضای قیام دارد، الآن وضعیت اینطور است! به قول مردم نمیتوانی اعتماد كنی، اینها همانهایی هستند كه با جدت سیدالشّهدا اینطور كردند! اینها همانهایی هستند كه با امام حسن علیه السّلام این كار كردند با امیرالمؤمنین غدر كردند. تمام اینها را از حضرت در چند روایت داریم، در این زمینه حضرت همه اینها را برای زید بیان میكند و در تمام این مطالب زید میگوید: بله، این مطالب را قبول دارم ولی من نمیتوانم، من از نظر نفسانی و از نظر سعه صدر دیگر تحمل این ظلم را ندارم، تحمل ظلم دستگاه بنی مروان را ندارم. امام باقر علیه السّلام به او میفرمایند حضرت این را نفرمودند ولیكن من دارم این از قول امام باقر میگویم امام باقر میگوید ما هم مثل تو هستیم، اگر قرار بر این باشد كه ظلمی دیده شود این نیست كه ما ظلم را نبینیم، ما بهتر از تو ظلم را میبینیم، ما بهتر از تو قضایا را میسنجیم. ولی آیا در یك همچنین زمینهای باید اقدام كرد؟ یا اینكه مسئله را به وقت مناسب موكول كرد؟! بسم اللَه، بفرما آقا! مردم آمدن دورت را گرفتند و بعد هم ولت كردند و رفتند، بفرما ببین دیگر قضیه شوخی ندارد.
پس برای چه امام باقر علیه السّلام امام شد؟ برای چه زید، زید شد؟ به خاطر اینكه او اعلم بود و او نبود. آن به مسائل اطلاع داشت میگفت نكن، او نه او خیال میكرد همینكه دو نفر به او خندیدند و سه نفر آمدند دستش را بوسیدند و برایش صلوات فرستادند و كوچه باز كردند كه آقا تشریف بیاورند اینجا، افاضه بفرمایند، مطلب تمام شد. نه آقا جان! وقتی یك امتحان میشود از هر هزار نفر دو نفر نمیمانند. اینهایی كه این كار كردند همینها را بیشترش را با امام حسین علیه السّلام كردند؛ دست امام حسین میبوسیدند جارو میكردند، آب میریختند دور خیمه، یابن رسول اللَه یابن رسول اللَه شروع میشد گوش فلك را كَر میكرد. پنج هزار نامه برای امام حسین فرستادند، همین اهل كوفه، این فدایت شَوَمی كه در اینها بود. حضرت روز عاشورا فرمودند آن كیسه نامهها را آمدند ریختند همه را وسط جلوی مردم، این نامهها را كه برای من داده؟ خودم نوشتم؟! امروزه از این كارها میكنند دیگر، نامه مینویسند. حالا اصلًا طرف نه اسم دارد نه شناسنامه دارد نه فامیل دارد نه هیچ، از طرف آن نامه مینویسند از طرف آن چه میكنند. آن موقع این كار را نمیكردند این نامهها را كه نوشته؟ دست خط نامهها را نگاه كنید ببینید كه اینها را كه نوشته؟ آی فلان آی فلان یكی یكی اسم میبردند، آی حجار بن ابجُر بلند
