اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم پاک‌سازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق

14962
عنوان بصری

لزوم پاک‌سازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق

27
  •  من نمی‌بینم. دارد سر سه راهی سیگار می‌كشد خیال می‌كند من نمی‌بینمش. بالاخره بابا حالا یك وقت آدم با یك آدم عادی روبرو است هر كاری می‌خواهد بكند، بكند. ولی بداند آخر این مسئله چیست؟ اینها همه برای ما است ها! این مطالبی كه خدمت رفقا عرض می‌كنم برای همه است. از خود من گرفته كه دچار این شبهات هستم تا هر كسی به هر مقدای و به هر زمینه‌ای، باید درصدد اصلاح بربیاییم. به حول و قوه الهی باید انسان درصدد اصلاح بربیاید، نه اینكه انسان خودش را از همه خطاها و از همه نواقص مبرا بداند، نه، همه‌مان گرفتاریم. آمدیم اینجا چه كار بكنیم؟ هم خودم و هم بقیه رفقا به این فكر كنیم و هی كم‌كم تا اینكه مسئله به نحو اصلاح پیش برود. از آن طرف یكی یكی مطالب می‌آید در ذهن؛ این‌طور كرد و این جور گفت و آخر سر برای اینكه ندای وجدان را خفه كند و از یك طرف به ندا و صرخه‌های شیطان گوش فرا دهد می‌آید بین این دوتا را جمع می‌كند. چه كار می‌كند؟ ماشینش را برداشته رفته آنجا وارد كارگاه شده: سلام علیكم حال شما خوب است؟ اینجا من می‌خواستم بروم بازار جایی كار داشتم جای پارك پیدا نكردم گفتم بیایم اینجا ماشین را بگذارم! به‌به قربان عمه‌ام بروی با این اطاعت كردن دستور استاد! تو را به خدا بینید! ماشین اینجا باشد كه من می‌روم یك كاری دارم برمی‌گردم! آن هم یا می‌فهمد یا نمی‌فهمد، آن از كجا بفهمد. ماشین را بگذار آنجا بعد بیا ببر، بعد از نیم ساعت برمی‌گردد ماشین را برمی‌دارد و بعد می‌رود مشهد. بله! ما رفتیم خدمت ایشان سلام كردیم و ... ایشان می‌خندد، خر خودتی! البته ایشان نگفته‌اند و من می‌گویم، زبان حال است ایشان می‌خندد و ان‌شاءلله موفق باشید.

  •  این كسی است كه تفریغ قلب نكرده است دلش را خالی نكرده است، نگه داشته است. خدا رحمتش كند آن بنده خدا باز ده درصد نگه داشت، این یك در هزار خودش را به آقا داده و نهصد و نود و نه تاش را برداشته است، دست هواها سپرده، دست تخیلات سپرده، دست كثرات همه را برداشته سپرده است. نتیجه‌اش چه شد؟ هیچ. از این دستور نتیجه‌ای حاصل نخواهد شد، نه تنها نتیجه‌ای حاصل نخواهد شد كه ای كاش این جور می‌بود. قلبش در توجیه تقویت شد. بدبختی اینجاست! داری اولیاء خدا را گول می‌زنی؟ وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَه ... آل‌عمران، ٥٤ كلام اولیای الهی را بخواهی بپیچانی خودت داری می‌پیچی، آن كلام را نپیچاندی بیچاره، خودت پیچیدی به هم، نمی‌دانی، اطلاع نداری. این قضیه باعث می‌شود در یك مطلب دیگر نتوانی این مقدار هم حتی جلو بیایی. اگر به شما بگویند، چطور كه این‌طور شد. وقتی‌كه ایشان دستور دادند، به فلانی بگو به بنده فرمودند برو بگو این كار را بكند، صاف گفت نمی‌كنم. ها! این را آن موقع نگفت، آن موقع شروع كرد به پیچاندن و با یك نحوی و با یك كیفیتی مسئله را به دلخواه خود برگرداندن. اما وقتی‌كه این‌طور شد آنها هم بیكار ننشستند. آن ملائكه می‌گویند خیلی خب حالا كه تو می‌پیچانی‌