
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
21خیلی صادقانه آمده بود. حضرت فرمودند: انی ابایعك علی الاسلام علی ان تقتل اباك. عجب! من با تو بیعت میكنم به شرطی كه بروی پدرت را بكشی. یكدفعه دستش را كشید فقبض یده دستش را كشید. دستش را دراز كرده بود یكدفعه دستش را كشید. رفت. عجب! شنیدم پیغمبر رحمت است حال این را در ذهنش داشت میگفت حالا من میگویم اینها را در روایت نداریم چه جور میشود پدر من است، اینكه پیغمبر رحمت است. این همه ما توصیه شنیدیم، حالا اینها را لابد نشنیده بود. حضرت چه توصیه میكند. از زمانی كه اسلام نیاورده بودی باید بیشتر خدمت پدر و مادرت را بكنی، كه وقتی آن جوان نصرانی میرود و اینها را میبینید آنها میگویند چه شده؟ اینطور شما احترام میكنید؟ میفهمند مسلمان شده است. میگوید پیامبر ما دستور داده كه خدمتی كه به شما میكنیم باید بیش از زمانی باشد كه نصرانی بودیم؛ چون دین ما دین اسلام و بالاتر است و انكشاف حق و حقیقت برای افراد از دین مسیح بیشتر است. نه خودنمایی و نفاق، نه! واقعیت است. پیغمبر نمیگوید پاشو برو دلش را بدست بیاور تا این بیاید جزء حزبمان شود. این كلكها برای ماست. امروز با یك چراغ سبز افراد را میآوریم و بعد هم وقتی دیدیم به درد نمیخورند با یك تی پا همه را مرخص میكنیم بیرون. اینها مال دنیا است همه هم داریم میبینیم.
پیغمبر حق است كلامش صدق است إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ الطارق، ١٣ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ الطارق، ١٤ كلام رسول خدا حق است و صدق است و نفاق برنمیدارد. صداقت محض است و مطلبی را كه میگوید انكشاف واقع است. این مطلبی است كه از او آمده. برای همین است كه افراد جذب میشوند. چون مردم از پیغمبر كلك ندیدند. متوجه شدی؟! مردم از پیغمبر دو حرف ندیدند، مردم از پیغمبر نفاق ندیدند. مردم از پیغمبر صدق دیدند، در شب صدق دیدند، در روز صدق دیدند و در جنگ صدق، صدق دیدند، در صلح صدق دیدند. پیغمبر به صدق فكر میكند نه به برنده شدن در جنگ، به او فكر نمیكند. این را مردم دیدند. لذا جذب میشوند. یك مقدار رفت فكرش ... گفت این چه پیغمبری است كه میگوید پدرت را بكش. یك خورده رفت تو فكر، بابا پیغمبر است لابد بهتر از من میفهمد، این مقدار را میفهمد، دید پیغمبر است بهتر از من میفهمد. باشد بسیار خوب، اگر قرار باشد پیغمبر باشد بگوید پدرت را بكش هیچ بگوید خودت را هم بُكُش باید بُكُشی. آمدیم دیگر، مرحبا بارك اللَه مرحبا به. حالا كه قرار است بیاییم صدرصد بیاییم. حالا بگوید خودت رو بكش. خب بگوید ما آمدیم به یك همین جایی برسیم، ما آمدیم به اینجا برسیم كه مطلب را دیگر تمام كنیم. چه اشكالی دارد؟
