اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم پاک‌سازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق

15٬043
عنوان بصری

لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1چرا عنوان بصري مي‌گويد: من قلب خود را براي شنيدن سخن حضرت فارغ كردم؟ 2- كساني به هدف مي‌رسند كه فراغت قلب داشته باشند. 3- علاّمه طهراني دربارۀ يكي از شاگردان معروف خود می فرمودند: او يك دهم وجودش را به ما داده بود. 4پاسخ وليّ خدا به شاگردان بر أساس میزان تفريغ قلوب آنهاست. 5مطلب مهمّ امام باقر عليه السّلام به متوكّل بن هارون در مورد حضرت زيد عليه السّلام. 6قيام زيد براي ولايت امام باقر علیه السلام بود. 7مباحثة مؤمن الطّاق با زيد بن عليّ بن الحسين عليهما السّلام. 8مؤمن الطّاق زيد را ملزم به تبعيّت از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام مي‌نمايد. 9 مرحوم علاّمه طهراني در مقابل اساتيدشان كاملاً فراغت قلب داشتند. 10امام از هر شخصي بهتر به حقائق عالم آشناست. 11نكتۀ مهمّ در مورد امام اعلميّت او از ديگران است. 12استقبال عظيم مردم از حضرت سيّدالشهداء عليه السّلام. 13استدلال مردم كوفه با مردم امروز يكسان است. 14استدلال سيّد الشّهداءعلیه السلام با استدلال امام زمان علیه السلام يكي است. 15منطق امام حسين علیه السلام امروز هم حاكم است. 16نكتۀ بسيار مهمّ در قيام زيد بن عليّ بن الحسين عليهما السّلام. 17دستور امام در مورد عدم قتل عثمان صريح و غير قابل توجيه بود. 18 گفتار مهمّ حضرت صادق عليه السّلام دربارة زيد. 19افكار و اعمال و تعامل زيد با مردم سبب توجيه گفتار امام عليه السّلام شد. 20اگر زيد تكليف واقعي خود را از امام مي‌پرسيد پاسخ حضرت به او متفاوت بود. 21پاسخگوئي امام بستگي به ميزان تسليم و اطاعت سائل دارد. 22روايت عجيب از امام صادق عليه السّلام دربارة تسليم. 23گفتار رسول خدا به شخصي كه مي‌خواست مسلمان شود. 24پيامبر حقّ و كلامش صدق است. 25دستور رسول خدا صلی اللَه علیه وآله وسلم بر اطاعت از پدران در غير معصيت خداوند.

لزوم پاک‌سازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق

توضیحات:

لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1چرا عنوان بصري مي‌گويد: من قلب خود را براي شنيدن سخن حضرت فارغ كردم؟ 2- كساني به هدف مي‌رسند كه فراغت قلب داشته باشند. 3- علاّمه طهراني دربارۀ يكي از شاگردان معروف خود می فرمودند: او يك دهم وجودش را به ما داده بود. 4پاسخ وليّ خدا به شاگردان بر أساس میزان تفريغ قلوب آنهاست. 5مطلب مهمّ امام باقر عليه السّلام به متوكّل بن هارون در مورد حضرت زيد عليه السّلام. 6قيام زيد براي ولايت امام باقر علیه السلام بود. 7مباحثة مؤمن الطّاق با زيد بن عليّ بن الحسين عليهما السّلام. 8مؤمن الطّاق زيد را ملزم به تبعيّت از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام مي‌نمايد. 9 مرحوم علاّمه طهراني در مقابل اساتيدشان كاملاً فراغت قلب داشتند. 10امام از هر شخصي بهتر به حقائق عالم آشناست. 11نكتۀ مهمّ در مورد امام اعلميّت او از ديگران است. 12استقبال عظيم مردم از حضرت سيّدالشهداء عليه السّلام. 13استدلال مردم كوفه با مردم امروز يكسان است. 14استدلال سيّد الشّهداءعلیه السلام با استدلال امام زمان علیه السلام يكي است. 15منطق امام حسين علیه السلام امروز هم حاكم است. 16نكتۀ بسيار مهمّ در قيام زيد بن عليّ بن الحسين عليهما السّلام. 17دستور امام در مورد عدم قتل عثمان صريح و غير قابل توجيه بود. 18 گفتار مهمّ حضرت صادق عليه السّلام دربارة زيد. 19افكار و اعمال و تعامل زيد با مردم سبب توجيه گفتار امام عليه السّلام شد. 20اگر زيد تكليف واقعي خود را از امام مي‌پرسيد پاسخ حضرت به او متفاوت بود. 21پاسخگوئي امام بستگي به ميزان تسليم و اطاعت سائل دارد. 22روايت عجيب از امام صادق عليه السّلام دربارة تسليم. 23گفتار رسول خدا به شخصي كه مي‌خواست مسلمان شود. 24پيامبر حقّ و كلامش صدق است. 25دستور رسول خدا صلی اللَه علیه وآله وسلم بر اطاعت از پدران در غير معصيت خداوند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

لزوم پاک‌سازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق

19
  • «عنوان» می‌گوید من قلب خودم را فارغ كردم. آن مقداری كه انسان قلب را فارغ می‌كند همان مقدار است كه قابلیت دارد برای اینكه فیض برسد، همان مقدار!

  • یك روایت عجیبی از حضرت زهرا سلام اللَه علیها نقل شده است كه می‌فرمایند: مَن أَصعَدَ إِلَی اللَه خالِصَ عِبادَتِهِ أَهبَطَ اللَه إِلَیهِ أَفضَلَ مَصلَحَتِهِ1 بنده‌ای عمل خودش را برای خدا خالص نمی‌كند مگر اینكه خدا به همان میزان، آن مصلحتی است كه برای اوست برای او می‌فرستد. یعنی به هر اندازه برای خدا عمل خود را خالص كردیم، به همان میزان خدا مصلحتی برای ما، زندگی ما، حیات ما است، در اختیار ما قرار می‌دهد.

  • این نتیجه تفریغ است. انسان باید تفریغ داشته باشد؛ قلب خودش را پاك كند. یك وقتی یك شخصی می‌رود در جایی می‌گوید آقا فلان جا هیئت است، فلان شخص صحبت می‌كند. دارد راه می‌رود می‌گوید برویم ببینیم چه می‌گوید. این یك قسم آمدن است. می‌آید می‌بیند یك شخصی صحبت می‌كند. یك مطالبی می‌گوید و بعد بلند می‌شود می‌رود. یك شخص دیگر می‌گوید: این آقا حرف‌های خوبی می‌زند برویم استفاده بكنیم و ببینیم. این قضایایی كه دارم صحبت می‌كنم جریاناتش همه در زمان سابق ما مشاهده می‌كردیم، در بین افراد همه جور بودند، همه قسم بودند نه، امروز مطالب خوبی بود و چه بود، مسائل خوبی مطرح شد. یك كسی می‌آید و می‌گوید باید خودم را آماده كنم، ذهن خودم را آماده كنم، وضعیت خودم را آماده كنم برای اینكه آن مطالبی را كه هست آن مطالب را درك كنم. از چند ساعت قبل دنبال مسئله است، ارتباطات خودش را قطع می‌كند، استراحت می‌كند، نمی‌گذارد كسی با او تماس بگیرد، صحبتی بكند، خاطره‌ای، خطوری اینها ذهن او را بگیرد. بعد می‌آید آنجا می‌نشیند و به آن میزانی كه در این مقام برآمده از آن مجلس فیض می‌برد.

  • بودند افرادی كه در همه این سه طبقه در زمان مرحوم آقا حضور داشتند و در آنجا بودند و هر كدام از اینها برحسب مراتب خودشان این‌طور بودند. اما آنچه را كه من به‌یاد دارم این بود تا آنجایی كه در مجالس و محافلی كه در خدمت بزرگان بنده بودم، چه استاد ایشان و یا حتی استاد قبلی ایشان و ارتباط ایشان را می‌دیدم در تمام احوال این تفریغ قلب را من از ایشان مشاهده می‌كردم در خیلی از اوقات. من در سن طفولیت بودم حدود پنج شش سالگی بوده كه آن استادشان به رحمت خدا رفتند. ولی در سایر جلسات كه چه به ایران تشریف آورده بودند و یا ما مُشرَّف می‌شدیم به عتبات، وقتی در مجالس ایشان را می‌دیدم هیچ‌گاه نشد ببینم كه اساتید ایشان دارند صحبت می‌كنند و ایشان تمام حواسش متوجه نیست، به طوری كه اگر یك كسی یك كاری می‌كرد ایشان نمی‌فهمیدند. اگر در كنار ایشان كاری انجام می‌شد ایشان متوجه نمی‌شدند. در حالی كه در كنار ایشان بقیه شاگردان، الان هم بعضی‌ها از افراد همان زمان كه حیات دارند، بودند افرادی كه سیگار می‌كشیدند می‌زدند روی آن ظرفی كه آنجا بود یا اینكه تسبیح در می‌آوردند. گوش می‌دادند ولی تمام حواسشان متوجه نبود. چیست؟ آن میزانی كه نسبت به این مرد بزرگ، انسان مایه می‌گذارد و ذهن خودش را فارغ می‌كند آن میزان فیض می‌برد. نتیجه‌اش چیست؟ نتیجه‌اش كه او، او می‌شود و بقیه، بقیه می‌شود. این نتیجه آن كیفیتی است كه انسان در قبال با مطلب حق باید در نظر بگیرد.

    1. بحار الانوار، ج ٧١، ص ١٨٤
/ 260