اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عاشورا و وظایف شیعیان در ماه محرم و صفر

14172
عنوان بصری
جلسات

حقیقت عاشورا و وظایف شیعیان در ماه محرم و صفر

37
  •  البته چند تا خطرناك، بعضی‌ها هم نه، مثبت و جمالی بود، این جلالی‌اش بود، جمالی‌اش هم همین‌طور یادم است كه یكی از همین افراد خداحفظش كند این آقایی كه شیعه شده و عرب هم هست و كتاب هم نوشته است، آقای تیجانی خدا ان‌شاءاللَه حفظش كند در هرجا كه هست و تأییدش كند و من هم خیلی دوستش دارم، خیلی دوستش دارم. من كتاب‌های ایشان را هم خوانده‌ام. ایشان آمده بود مشهد و دیدن خیلی‌ها رفته بود، از افراد و آقایان و حالا دیگر از آنجا كه كسی كه اهل ولاء هست، خدا هم به اهل ولاء می‌رساند. آمده بود پیش آقا. اول چیزی كه تا چشمش به آقا افتاد رو كرد به بقیه، گفت این آقا با بقیه كه من دیدم فرق می‌كند. اصلًاعجیب! هنوز هیچ حرفی زده نشده، هیچ مطلبی گفته نشده. بعضی از افراد و از دوستان كه بودند، چون متوجه شده بودند ... پیش خیلی‌ها رفته بود، طهران آمده بود، در قم آمده بود با خیلی افراد ملاقات داشت. در مشهد رفته بود ولی همین كه نشست رو كرد گفت این آقا با بقیه فرق می كند. آهسته گفت و من شنیدم. بعد بین آقا و ایشان صحبت شد و بعد آمد تقاضا كرد كه با آقا عكس بیندازد و آقا اغلب قبول نمی‌كردند ولی این را پذیرفتند و ما نیز آنجا بودیم و با هم عكس انداختند. بعد این مطلب را وقتی خواست از آنجا برود من یادم است كه آقا به او فرمودند: شما مطمئن باش در دنیا و آخرت من با تو خواهم بود. یك‌دفعه یكی از این رفقا گفت به به! دیگر تمام شد برو هر كاری دلت می‌خواهد بكن! تمام شد دیگر بارت بسته شد! آن جلالش و این هم جمالش. چقدر باید خداوند توفیق دهد.

  •  یكی از مواردی كه من سراغ دارم همین قضیه اینجا بود كه از همین افرادی كه معاندینی بودند كه در زمان مرحوم آقای حدّاد، بعد از آقای انصاری آمده بودند پیش افراد، یك سیدی بود كه بعد هم دیگر لابد معلوم است كجا رفت، چون حالا عرض می‌كنم كه مرحوم آقا آن را هم برایش ... بله، او هم آمده بود از زمره افرادی بود كه شدیداً در قبال مكتب آقای حدّاد ایستاد و چون بیانش هم قوی بود و نفسش هم نفس قوی بود، تأثیر می‌گذاشت در افراد و این هم بنده خدا مرحوم حاج هادی را اغوا كرد. تا جایی كه در یك سفر كه ایشان آمده بود برای زیارت عتبات به دیدن مرحوم آقای حدّاد نرفت و همین‌طور برگشت و خیلی مرحوم آقا متأثر شدند، خیلی متأثر شدند كه چگونه این اغواءكنندگان در این بنده خدا پیرمرد، به این كیفیت تأثیر گذاشته. ولی دلش صاف بود ولی خدا دست آخر دستش را گرفت.