اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عاشورا و وظایف شیعیان در ماه محرم و صفر

14172
عنوان بصری
جلسات

حقیقت عاشورا و وظایف شیعیان در ماه محرم و صفر

17
  •  آلودگی این معبر، شما می‌بینید رنگش تغییر پیدا كرد، از طعم و رایحه آن آب ... كه رایحه‌ای اصلًا ندارد، شما تا حالا آب را دیده‌اید كه چه رایحه‌ای دارد؟ هر آبی شما در نظر بگیرید یك رایحه‌ای دارد. آب سیب یك رایحه‌ای دارد، آب خربزه یك رایحه‌ای دارد، آب هندوانه یك رایحه‌ای دارد. ولی آب تنها و صاف هرچه بو كنید، بو ندارد. این همان است. آن زلالیت و روشنی و بدون بو و طعم بودن این آب تغییر پیدا می‌كند به یك آب متعفن برحسب شدت آن معبری كه الان از او دارد عبور می‌كند و بیرون می‌آید.

  •  نفس ما هم همین‌طور است. تمام افعالی كه دارد از ما بروز و ظهور پیدا می‌كند همه اینها بروز و ظهور اسماء و صفات حضرت حق است كه دارد وجود خارجی پیدا می‌كند. چه از مؤمن چه از كافر، چه از صالح چه از طالح، چه از شخص صحیح و چه از شخص سقیم. تمام اینها بروز و ظهورات هستند همه اینها، منتها وقتی‌كه آن صفت و آن اسم از آن عالم مبدأ و ذات نزول پیدا می‌كند، در این نفس كه قرار می‌گیرد باید ببینیم چه ظهوری پیدا می‌كند. یك قدرت پیدا می‌كند در دستان حضرت ابالفضل دشمنان را از بین می‌برد، یك قدرت پیدا می‌كند در دستان شمر و یزید، پسر پیغمبر را شهید می‌كند. هرچه هست در اینجا اتفاق می‌افتد. یعنی این وضعیتی كه برای انسان حاصل می‌شود از عالم بالا با دام شیطان و بدون دام شیطان، این وضعیت، ظهور خارجی و بروز خارجی است كه ما می‌بینیم. این مسئله است.

  •  بنابراین امام علیه السّلام می‌فرمایند این نُه وصیتی كه من می‌كنم اینها برای كسانی است كه می‌خواهند به آن دام نیافتند، نه اینكه اصلًا كار انجام نمی‌دهند. همان شمر و یزید در همان وقتی‌كه امام حسین را داشتند شهید می‌كردند، همان موقع اینها نماز هم می‌خواندند! همین یزید مگر امام جماعت مسجد نبود؟ مگر شمر نماز نمی‌خواند؟ شمر در كوفه یكی از ائمه جماعات بود! افراد به او اقتدا می‌كردند. بسیاری از موارد كه امام جماعت مسجد نمی‌آمد مردم به همین شمر اقتدا می‌كردند! شماخیال نكنید این یك آدمی بوده كه سر و وضعش به یك كیفیتی بوده. نه، مورد توجه مردم بوده، مورد استقبال مردم بوده، منتها كسی چه می‌دانسته كه در این درون او چه خبر است. چه می‌دانسته است فردی كه ضمیری آلوده و متعفن دارد و این ضمیر آلوده و متعفن تا به آنجا پیش می‌رود كه حتی حاضر است دستان خود را به خون فرزند پیامبر آلوده كند. این حرف‌ها را كه می‌داند؟ بعد معلوم می‌شود، بعد در كربلا مشخص می‌شود وقتی كسی نمی‌تواند بیاید امام حسین را شهید كند شمر می‌تواند. این‌قدر این قسی است و این‌قدر این متعفن است و این‌قدر این ناپاك است ناپاكی هم درجه دارد كه فقط این یك همچنین قدرت و جرأتی پیدا می‌كند برای اینكه سیدالشّهدا را به شهادت برساند. این حرف‌ها را كه می‌داند؟ این همان است كه نماز می‌خواند، روزه می‌گرفت، در كوفه مردم از او مسائل می‌پرسیدند. همین عمر سعد در مسجد كوفه می‌نشست و برای افراد درس می‌گفت، محل مراجعه بود، امام جماعت بود. هر كسی كه امام جماعت نمی‌شود، بالاخره باید یك صلاح ظاهری داشته باشد، یك ظهور و بروز خارجی باید داشته باشد.