
تبیین مسئلۀ ارتداد و شرایط تحقق آن و کیفیت تعامل مسلمانان با سایر مذاهب
تبیین مسئلۀ ارتداد و شرایط تحقق آن و کیفیت تعامل مسلمانان با سایر مذاهب
45دور، دور كعبه ماه گردش كرد و بعد آمد به آن نصف دیگر ملحق شد. یك همچنین چیزی را دیدیم، میگویند؟ دیدند؟ راست است. باز هم گفتند سحر است.
آن كلام امام صادق نه شقالقمر بود، نه به زبان درآوردن سنگ و سنگریزه و درخت بود و نه به شكافته شدن دریای نیل بود، هیچكدام از اینها نبود. یك كلام حضرت به او فرمودند: تو كه بر مبنای این اعتقاد اصیل كه آنچه كه مخالف نفس است موجب ترقی تو است تا به حال عمل كردی چرا نیمه راه میخواهی قطعش كنی؟ چرا نیمه راه میخواهی ببندی؟ حركت كن، برو جلو، خودت را بیاور بالا. دید حضرت راست میگویند، آمد قبول كرد. قبول كرد، تمام آنچه را كه داشت از او گرفته شد، چون همه باطل بود. هرچه نگاه كرد دید هیچ كاری نمیتواند بكند. حضرت فرمود: حالا در دست من چیست؟ گفت: نمیدانم. تا حالا میگفت ها. حضرت فرمودند: حالا بهترش گیر تو میآید و بهترش هم گیرش آمد.
این كلام امام صادق میشود معجزه. آنوقت آن دگرگونی هم كه برای او پیدا شد توسط چه كسی پیدا شد؟ توسط همین امام صادق، نه توسط خودش. عنایت حضرت، قلب صاف، وقتی قلب، قلب صاف. باید نیت را خالص كرد، باید انسان در خودش صدق ایجاد كند عزیز من! تا انسان آن صدق را نداشته باشد آنها كاری را انجام نمیدهد. انسان در خودش صدق بوجود بیاورد، خودش را خالص بكند، هم حرفش را میزنند هم تصرفش را میكنند، هم كلام را میگویند و هم خودشان مطلب را برمیگردانند.
لذا حضرت میفرماید: وَ اللَه أَسأَلُ أَن یوَفِّقَكَ لِاستِعمَالِهِ از خدا میخواهم كه خدا تو را موفق كند. ما باید متوجه این باشیم كه مبادا انسان سرد بشود. حالا فرض كنید كه یك چیزی ندیده مبادا دست بردارد. هر روز و هر لحظه انسان باید آن موقعیتی كه برای ... نه اینكه انسان به خودش تلقین كند. تلقین اینجا راهی ندارد. تلقین یعنی مجاز، یعنی دروغ، یعنی كلك. نه! آن موقعیتی را كه انسان احساس میكند و به آن یقین دارد، آن یقین را در خودش زنده نگه دارد و هر روز او را آبیاری كند، هر روز به او برسد، به او كود بدهد، او را هرس كند، مواظب خاك باشد، مواظب وضعیت باشد تا اینكه آن یقینش او را هی به جلو، به جلو، به جلو، هم در مرتبه علمی و هم در مرتبه عملی در هر دو قضییه بتواند او را بالا ببرد.
