اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور

14٬611
عنوان بصری
جلسات

تبیین جایگاه اولیاءالهی وکیفیت احاطه ایشان نسبت به امور. شرح فقره: واسال اللَه ان یوفقک لاستعماله. 1مكتب علاّمه طهراني با ديگر مكاتب تفاوت جوهري دارد. 2اتّصال قلب عارف به مصدر اراده و مشيّت موجب اختلاف در ديدگاه او با ديگران است. 3داستاني شنيدني در مورد جاسوس انگليسي در زيّ عالم نجفي. 4با دانستن علوم ظاهري نمي‌شود به بواطن نفوس افراد پي برد. 5علوم ظاهري تا حدودي در بينش افراد مؤثّرند. 6بزرگان براي شناخت مجاز از حقيقت موازيني را بيان كرده‌اند. 7ممكن است خواب يا مكاشفه دروغ هم نباشد. 8ذكر مواردي از رؤياها و مكاشفات در كتاب «اسرار ملكوت» براي كشف حقيقت است. 9اعتنا نكردن به مكاشفۀ واقعي توسّط يكي از اشخاص. 10افكار ما بر اساس تخيّلات و توهّمات ما استوار است. 11مؤمن واقعي به نور خدا مي‌بيند «المؤمن ينظر بنور اللَه». 12معناي كلام امام صادق عليه السّلام: «و أسأل اللَه ان يوفّقك لاستعماله». 13مغرور شدن يكي از شاگردان حضرت علاّمه طهرانی و سرانجام زشت او. 14امام صادق عليه السّلام: اوّلين مطلب اين است كه بداني توفيق از خداست و بس! 15خطر آنجائي است كه فرد عمل خوب را از خود ببیند 16تمام خيرات و خوبي‌ها به خداوند بر مي‌گردد. 17علم پروردگار در اسم «العليم» ظهور و تجلّي دارد. 18اشعار غرّاي مولانا در مثنوي در فقر و نيستي موجودات. 19احياء معارف توحيد و ولايت بدست امثال مولانا محمّد بلخي بوده است. 20كلام مهمّ آية اللَه بروجردي در آستانۀ مرگ. 21القاب و عناوين و اعتبارات اشخاص فقط به درد دنيا مي‌خورد. 22هيچ چيزي مانع از ورود حضرت عزرائيل براي قبض روح نيست. 23نقل حالات يكي از بزرگان و نقد آن توسّط حضرت استاد طهرانی دام ظلّه. 24انسان نبايد كمترين شائبة تعلّق به نفس در عمل خود داشته باشد. 25 آيات و روايات در فقر و فناي انسان‌ 26هدايت بشر بواسطۀ انبياء و اولياء عين هدايت خداست. 27دو بيتي كه اميرالمؤمنين عليه السّلام بر روي قبر سلمان نوشته‌اند. 28چقدر پسنديده است كه در نوشتن سنگ قبر به اميرالمؤمنين علیه السلام تأسّي شود. 29ابيات بلند عارف مصري ابن فارض در باب توحيد و ولايت. 30عرفاء و بزرگان، راه توحيد و ولايت را براي همگان هموار نموده‌اند. 31تجلّي مقام جلال و عظمت پروردگار هيچ غيري را باقي نمي‌گذارد. 32ابيات بلند مولانا محمّد بلخي در باب توحيد پروردگار و فقر و عبوديّت انسان. 33يك رباعي بسيار

جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور

توضیحات:

تبیین جایگاه اولیاءالهی وکیفیت احاطه ایشان نسبت به امور. شرح فقره: واسال اللَه ان یوفقک لاستعماله. 1مكتب علاّمه طهراني با ديگر مكاتب تفاوت جوهري دارد. 2اتّصال قلب عارف به مصدر اراده و مشيّت موجب اختلاف در ديدگاه او با ديگران است. 3داستاني شنيدني در مورد جاسوس انگليسي در زيّ عالم نجفي. 4با دانستن علوم ظاهري نمي‌شود به بواطن نفوس افراد پي برد. 5علوم ظاهري تا حدودي در بينش افراد مؤثّرند. 6بزرگان براي شناخت مجاز از حقيقت موازيني را بيان كرده‌اند. 7ممكن است خواب يا مكاشفه دروغ هم نباشد. 8ذكر مواردي از رؤياها و مكاشفات در كتاب «اسرار ملكوت» براي كشف حقيقت است. 9اعتنا نكردن به مكاشفۀ واقعي توسّط يكي از اشخاص. 10افكار ما بر اساس تخيّلات و توهّمات ما استوار است. 11مؤمن واقعي به نور خدا مي‌بيند «المؤمن ينظر بنور اللَه». 12معناي كلام امام صادق عليه السّلام: «و أسأل اللَه ان يوفّقك لاستعماله». 13مغرور شدن يكي از شاگردان حضرت علاّمه طهرانی و سرانجام زشت او. 14امام صادق عليه السّلام: اوّلين مطلب اين است كه بداني توفيق از خداست و بس! 15خطر آنجائي است كه فرد عمل خوب را از خود ببیند 16تمام خيرات و خوبي‌ها به خداوند بر مي‌گردد. 17علم پروردگار در اسم «العليم» ظهور و تجلّي دارد. 18اشعار غرّاي مولانا در مثنوي در فقر و نيستي موجودات. 19احياء معارف توحيد و ولايت بدست امثال مولانا محمّد بلخي بوده است. 20كلام مهمّ آية اللَه بروجردي در آستانۀ مرگ. 21القاب و عناوين و اعتبارات اشخاص فقط به درد دنيا مي‌خورد. 22هيچ چيزي مانع از ورود حضرت عزرائيل براي قبض روح نيست. 23نقل حالات يكي از بزرگان و نقد آن توسّط حضرت استاد طهرانی دام ظلّه. 24انسان نبايد كمترين شائبة تعلّق به نفس در عمل خود داشته باشد. 25 آيات و روايات در فقر و فناي انسان‌ 26هدايت بشر بواسطۀ انبياء و اولياء عين هدايت خداست. 27دو بيتي كه اميرالمؤمنين عليه السّلام بر روي قبر سلمان نوشته‌اند. 28چقدر پسنديده است كه در نوشتن سنگ قبر به اميرالمؤمنين علیه السلام تأسّي شود. 29ابيات بلند عارف مصري ابن فارض در باب توحيد و ولايت. 30عرفاء و بزرگان، راه توحيد و ولايت را براي همگان هموار نموده‌اند. 31تجلّي مقام جلال و عظمت پروردگار هيچ غيري را باقي نمي‌گذارد. 32ابيات بلند مولانا محمّد بلخي در باب توحيد پروردگار و فقر و عبوديّت انسان. 33يك رباعي بسيار

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور

22
  • مولانا واقعاً عجیب می‌گوید واقعاً عجیب می‌گوید:

  • ما چونائیم و نوا در ما ز توست‌***ما چو كوهیم و صدا در ما ز توست‌
  • كه گفته ما كار داریم انجام می‌دهیم؟! كه گفته ما داریم در این دنیا عمل خیر انجام می‌دهیم؟! عمل خیر مال ما نیست، مال توست. توفیق از توست، كار را تو انجام دادی، تو ما را موفق كردی؛ نمی‌خواستی نمی‌كردی ما در اینجا نمی‌آمدیم، نمی‌آمدیم.

  • ما كه‌ایم اندر جهان پیچ پیچ‌***چون الف كه از خود ندارد هیچ هیچ‌
  • ما همه شیران ولی شیر علم‌***حمله‌مان از باد باشد دم به دم‌
  • حمله‌مان از باد و ناپیداست باد***جان فدای آن كه ناپیداست باد
  • این حرف‌ها را كه زده؟ این زده. ما این حرف‌ها را كجا می‌توانیم پیدا بكنیم؟! این مكتب، مكتب امیرالمؤمنین علیه السّلام است. این مكتب، مكتب عبودیت است. این مكتب، مكتب تشیع است. آن‌وقت این سنی می‌شود؟ این آدم سنی است؟ ها؟ این كسی كه این اشعار را دارد می‌گوید سنی است؟ این كسی كه دارد از مكتب امیرالمؤمنین ... مولانا كیست كه بیاید به ابوبكر و عمر بخواهد احترام بگذارد؟ آنها را سگ خانه خودش هم حساب نمی‌آورد. آن كسی كه می‌آید راجع به امیرالمؤمنین می‌گوید:

  • رومی نشد از سر علی كس آگاه‌***زیرا كه نشد كس آگه از سر اله‌
  • از سر اله كسی آگاه نشد، این سنی است؟!

  • یك ممكن و این همه صفات واجب‌***لاحول و لا قوة الا باللَه‌
  • كسی كه این شعر مولانا را ببیند و بگوید سنی است باید در عقائدش تجدید نظر كند. آن شعری كه دارد می‌گوید:

  • از علی آموز اخلاص عمل‌***شیر حق را دان منزه از دغل‌
  • یا اشعار دیگر، این اشعار را آدم سنی می‌آید بگوید؟ آن هم یك همچنین مردی؟ هان؟ كه افتخار عالم اسلام در همه دنیا است. افتخار ما فقط به صرف احكام ظاهری و بیان مسائل و احكام نیست. به معارفی است كه توسط این اولیاء الهی از مكتب اهل بیت علیهم السّلام در همه دنیا آن اعتقادات و آن معارف الان دارد نفوذ می‌كند و بر بالای قُلل رفیعه معارف همه اینها نشسته. افتخار ما اینهاست، نه مسائل احكام ظاهری حالا فرض كنید كه دست را روی زانو بگذارید یا موقع نماز روی شكم ببندند. آن كسی كه قائل است بر اینكه زیارت عاشورا ارتباطی به امام ندارد آن شیعه است ولی این سنی است؟! آن كسی كه حدیث قلم و قرطاس را انكار می‌كند كه عمر در ساعت آخر حیات پیغمبر آمد و وقتی‌كه پیغمبر گفتند: قلم و كاغذ بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم كه دیگر گمراه نخواهید شد. آن خلیفه دوم بلند شد آمد و گفت كه آن هذیان را برداشت گفت: ان الرجل لیهجر1 دارد می‌میرد، دارد هذیان می‌گوید، نعوذباللَه. آن‌وقت آن كسی كه این قضیه عمر را انكار می‌كند شیعه است، آن‌وقت مولانا می‌شود سنی! آن كسی كه لگد زدن عمر را به دختر پیغمبر و تكه‌تكه شدن را انكار می‌كند او شیعه است و اینها سنی‌اند! آن كسی كه امام علیه السّلام را در حد یك فرد عادی كه هیچ اطلاعی بر عالم غیب ندارد و افكارش مثل افكار ما و علمش مثل علم ما است الا اینكه در بعضی از اوقات خدا به او یك عنایتی می‌كند حكم یك مسئله‌ای را برای ما بیان می‌كند. امام را فقط در همین حد كه نه از فردای خودش خبر دارد و نه از پس فردای خودش خبر دارد و نه از نفوس خبر دارد و نه از مسائل خبر دارد، این فرد آن‌وقت می‌شود شیعه و مولانا می‌شود سنی! هان؟ این است؟!

    1. سليم بن جَس الممالى، ج ٢، ص ٨٧٧
/ 260