
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
جایگاه اولیاء الهی در نظام هستی و کیفیت احاطه آنها نسبت به امور
15اینجاست كه میفرماید: المؤمن ینظر بنوراللَه1 مؤمن، آن كسی كه چشمش باز شده، خداوند برای او بصیرت قلب بوجود آورده، او، نه كسانی كه كتاب خواندهاند! نه كسانی كه به ذی خاصی درآمدند، نه! همچین كلاه سرمان میرود كه تا نافمان برسد آقایان! المؤمن؛ آن كسی كه ایمان دارد و وقتیكه نگاه میكند دیگر به صورت آراسته فرد نگاه نمیكند، به باطن و قلب او نگاه میكند، به آنچه كه در نیت پنهان كرده نگاه میكند این ینظر بنور اللَه است. بنور اللَه یعنی با نور خدا میبیند، نور خدا هم كه اشتباه نمیكند، نور خدا اشتباه نمیكند. پیشش صحبت میكند ولی میفهمد این دارد حقهبازی میكند. دارد از او تعریف میكند میفهمد اغراض و مقاصدی در پی دارد. دارد از او تمجید میكند میبیند برای اهدافی دارد این حرفها را میزند. دارد محاسن او را میشمرد میبیند این برای مسائل منطویه الان دارد این مطالب را میگوید. همینطور نگاه میكند، نگاه میكند میگوید دیگر مطلبی ندارید خداحافظ شما، پاشید برید. ا! آقا ما این همه تعریف شما را كردیم. خب كردید كه كردید دیگر حالا چه میخواهید؟! شما شروع كردید تعریف ما را كردن، آقا شما چه هستید، چه هستید، خیلی خب. ما هم قبول كردیم، بفرمایید بروید، این چیست؟ ینظر بنور اللَه است، به نور خدا دارد نگاه میكند. واقع را دارد میبیند.
اینجاست كه امام صادق علیه السّلام میفرمایند: وَ اللَه أَسأَلُ أَن یوَفِّقَك لِاستِعمَالِهِ. از خدا میخواهم كه خدا تو را موفق به استعمال و به كارگیری این مطالب كند. توفیق را باید خدا بدهد. تو خیال كردی از پیش خودت میتوانی كاری انجام بدهی؟! هان؟! تو خیال كردی از پیش خودت میتوانی آنچه را كه مخالف با نفسانیاتت است كنار بگذاری؟! میتوانی؟ تو خیال كردی از پیش خودت میتوانی قدمی بر خلاف امیال و هواهای نفسانیت برداری و بعد هم افتخار بكنی الحمدلله امروز ما گناه نكردیم، امروز عمل خلافی انجام ندادیم؟! نه! این توفیق را خدا داده، میخواهی خدا بگیرد؟! میخواهی؟! خدا میگیرد. كاری میكند كه هیچ نوع نمیتوانی از این عمل حرام دست برداری. مگر تو نبودی؟! چه شد؟ چه شد در قبال این عمل حرام عاجز شدی؟! چه شد مانند یك بچه دو ساله كه توان تصمیمگیری ندارد در این مسئله و در این مخمصه افتادی؟! خودت بلند شو دیگر، مگر خودت قدرت نداری؟! آنوقت آدم، عجب! پس ما چه فكر میكردیم؟ ما چه بودیم؟ پس ما در چه مسائلی بودیم؟ ما در خودمان این قدرت را میدیدیم. كجا این حرفها هست؟! كجا این مطالب است؟!
- الكافى، ج ١، ص ٢١٨
