
کیفیت سلوک عقلانی
کیفیت سلوک عقلانی
40یكی دو مرتبه اتفاق افتاد در همان زمان، یك سال من یادم است وقتیكه ایشان احتمال میدادند دیگر لابد وقتش مشخص بوده روز فلان، مثلا منزل حاج آقا فلان، تجریش. فرمودند اگر فلانی آمد بفرمایید كه بنده وقت ندارم. خیلی صریح. یك دفعه سر وقت یازده و ربع بود، یازده و نیم بود، تا در زدند: گفتم ایشان گفتند كه من وقت ندارم، مشغول كار و مطالعهام هستم. و واقعاً هم وقت نداشتند، خودمان میدیدیم بالأخره اینها افرادی نبودند بخواهند كه همینطور سرسری زندگیشان بگذرد. اینها درد داشتند اینها هزارتا بیچارگی داشتند، اینها هزارتا مسئله داشتند، اینها دنبال درمان بودند. آن كسی كه میآید از ساعت پنج مینشیند به خوردن و تا ساعت یازده همینطور به هرهر و ... میپردازند درد ندارند. نماز میخوانیم روزه میگیریم منبر میرویم چه میكنیم و با همه هستیم.
ولی صحبت فانها وصیتی لمریدی الطریق الی اللَه تعالی این حرفهای من برای كیست؟ برای امثال آقای آسید محمدحسین است، اینهایی كه درد دارند، نه آنهایی كه مینشیندند، حالا نمیگوییم به گناه و حرام نه،
