
کیفیت سلوک عقلانی
کیفیت سلوک عقلانی
31را ختم میكنیم دیگر بسته میشود جلو را نمیبینند. قلوب اینها را ختم میكنیم دیگر اینها مطلبی را نمیپذیرند مسخره میكنند. تا دیروز خودش ترویج میكرد امروز شروع میكند مسخره كردن! بابا چند سال بیشتر نگذشته چی شد قضیه؟ واقعیت تاریخ كه عوض نشده، چی شده آن قضیه چهار سال پیش كه خودت دنبال میكردی خودت راجع به آن كتاب نوشتی الان او را مسخره میكنی چرا؟! چون ختم شده بر قلبت، رفتی در دنیا، ریاسات گرفتت، حرف و نقلها گرفتت، یك به یك، اول نفست شروع كرد به ملامت كردن نفس لوّامه، ترتیب اثر ندادی، گوش به پیام او نسپردی ندای او را به آن ترتیب اثر ندادی، از قضیه گذشتی، افراد آمدند اطراف تو را گرفتند، از پرداختن به مسئله تو را مانع شدند ذهن تو را متوجّه حواشی كردند. فرصت برای تفكر برایت پیش نیاوردند مكان خلوت برای اینكه به خود بیاندیشی برایت فراهم نكردند كمكم، كمكم، تمام آن روزنهها یكی یكی بسته شد، بسته شد و الان تبدیل به یك سنگ خاره كه فرمود:
حیران آن دلم كه كم از سنگ خاره نیست1
به یك سنگ خارهای تبدیل شد سفت و محكم. همین سنگ پا است كه در حمام است. از همه سنگها سفتتر، اصلا خرد نمیشود هیچ روزنهای دیگر در او وجود ندارد، هیچ انعطافی دیگر در او وجود ندارد و این یك مرتبه پیدا نشد. پس این مطالب صرفاً به درس خواندن برای انسان پیدا نمیشود رفقا، صرفاً به مطالعه پیدا نمیشود.
مرحوم آقای خویی رحمة اللَه علیه به پدر ما فرمودند: نیازی به وارد شدن در این مسائل نیست به عرفان نیست، به توحید نیست به تربیت و تزكیه نیازی نیست. اینها خود به خود پیدا میشود! مرحوم آقا فرمودند: جناب آقای خویی خود به خود پیدا میشود؟! چطور خود به خود پیدا میشود؟ خدمت رفقا عرض كردم: مرحوم ملا محمدكاظم خراسانی كه صاحب تعلیقات مرحوم نایینی بود، این شاگرد اول مرحوم نایینی بود. یك قضیه اتفاق میافتد؛ مرحوم نایینی تقریرات شاگردش آقای خویی را امضا میكند و برای او تقریظ مینویسند، انگار آسمان دیگر به زمین رسیده كه با وجود تعلیقات من، با وجود تقریرات من، با وجود این مطالبی را كه من از استاد دارم دیگر چرا استاد باید برای آن یكی كه رتبهاش پایینتر است از نظر علمی تقریظ بنویسد؟ قهر میكند و دیگر در نماز جماعت استاد شركت نمیكند و به حال قهر میرود، این نتیجهاش است. این مسئله است آنوقت اینها نیاز به تربیت ندارد. حالا در مسایلی كه بعداً انشاءاللَه ... دیگر خسته شدهایم، میخواستیم مسائلی دیگر بگوییم. اینها نیاز به تهذیب ندارد! انسان احتیاج به تهذیب ندارد؟ همینجوری بدست میآید! كجا به دست میآید آقاجان! كجا بدست میآید؟ اگر به دست میآمد یك كسی بود كه مثل مرحوم قاضی بیاید و تحت الحنك شاگردش را باز كند. حالا این یك اهانت است به مرحوم قاضی كه من دارم
- ديوان حافظ:
نگرفت در تو گريه حافظ به هيچ رو||حيران آن دلم كه كم از سنگ خاره نيست
- ديوان حافظ:
