
کیفیت سلوک عقلانی
کیفیت سلوک عقلانی
29انسان بما هو انسان، نه به حق، نه به ارزش، نه به شایستگی و بایستگی یك فرد نگاه كردن.
در مكتب عرفان فقط به شایستگی توجه میشود و بس، فقط به بایستگی یك فرد توجه میشود. حالا هر كی هست پسر فلان آقا است، مدیر كل فلان كار است، وزیر است، وكیل، رئیس ... آیا قابلیت هست یا نیست، ارزش هست یا نیست، شایستگی در اینجا هست یا نیست؟ این میشود مكتب عرفان، امام صادق علیه السّلام میفرماید: این وصیت من برای كسانی است كه راه خدا را میروند، كسانی كه نمیخواهند راه خدا را بروند زحمت نكشند و خودشان را به دردسر نیندازند. كسی كه میخواهد راه خدا را برود، كسی كه مقصدش خداست، این نُهتا را باید عمل كند. بعد هم حضرت میفرماید خیال نكنید اینها از عهدهات برمیآید. وَ اللَه أَسأَلُ أَن یوَفِّقَكَ لِاستِعمَالِهِ؛ از خدا میخواهم كه آن موفّقت كند. بدون توفیق خدا، كُمیت همه ما لَنگ است.
اول بدانیم مسئله را، متوجّه بشویم و بعد پا جلو بگذاریم. رسول خدا صلی اللَه علیه و آله فرمود: كسی كه عمل كند به آنچه را كه میداند، خدا این عملش را وسیله قرار میدهد برای اینكه از آن پردههای جهل و خفائی كه نسبت به مسائل بعدی در ذهن او وجود دارد از آن پردهها برای او باز بشود. همین كه قبول كرد و یك قدم جلو گذاشت یك پلّه آمد بالا، یك پله آمد بالا. برای پله بعدی دوباره یك مطلب دیگر است، دوباره یك امتحان دیگر است. یك قضیه دوباره پیش میآید یك مسئله مادی پیش میآید، یك مسئله آبرو پیش میآید. بالأخره خدا است دیگر، از این چیزها خدا در پرونده همهكس قرار میدهد. یك قضیه پیش میآید یك جوری قضیه را میچرخانیم كه آبروی ما نرود. یك قسمی یك جوری یك لفظی، یه جوری بازی میكنیم در حالتی كه صاف بگو حقّ با این است و تمام شد. صاف بگو مطلب اینطور است. این صاف گفته، نمیشود یك قِسم دیگر گفته، میشود همانجا میمانیم. خلاف این روایت هم هست: كسی كه عمل نكند به آنچه میداند خدا آنچه را كه دارد در آن موقع از آن میگیرد؛ یعنی فهمش كم میشود، هر دو طرف است، مسئله در هر دو طرف وجود دارد.
